احادیث و سخنان

اشعار زینب در مصائب وارده بر خاندان وحی

اشعار زیر را حضرت زینب (علیها السلام) ایراد فرمودند، زمان سرودن، آن ها را دوگونه گفته اند: موقع وداع و یا بعد از غارت خیمه ها:
قِفُوا وَدَّعُونا قَبْلَ بُعْدِکُمْ عَنّا وَداعا فَانَّ الْجِسْمَ مِنْ اجْلِکُمْ مُضْنی
فَقَدْ نُقِّضَتْ مِنِّی الْحَیاه وَاصْبَحَتْ عَلَی فُجاجُ اْلأَرْضِ مِنْ بَعْدِکُمْ سِجْنا

۱- متقل الحسین مقرم،ص ۳۰۸
ص: ۱۶۳
سَلامٌ عَلَیْکُمْ ما امَرَّ فِراقَکُمْ فَیا وَیْلَتا مِنْ قَبْلِ ذا الْیَوْمِ قَدْ مِتْنا
وَ انّی لَأرْثی لِلْغَریبِ وَإِنَّنی غَریبٌ بَعیدُ الدّارِ وَ اْلأَهْلِ وَ الْمَغْنی
إذا طَلَعَتْ شَمْسُ النَّهارِ ذَکَرْتُکُمْ وَ انْ غَرَبَتْ جَدَّدْتُ مِنْ اجْلِکُمْ حُزْنا
لَقَدْ کانَ عَیْشی بالْاحِبَّهِصافِیا وَما کُنْتُ ادْری انَّصُحْبَتَنا تُضْنی
زَمانٌ نَعِمْنا فیهِ حَتّی إذا انْقَضی بَکَیْنا عَلی أیّامِنا بِدَمٍ أقْنی
فَوَ اللّهِ قَدْ زادَ اشْتِیاقی إلَیْکُمْ وَلَمْ یَدَعِ التَّغْمیضُ لی بَعْدَکُمْ جَفْنا
وَ قَدْ بارَحَتْنی لَوْعَهُ الْبَیْنِ وَ الْأسی وَقَدْصِرْتُ دوُنَ الْخَلْقِ لی مَفْزَعا سَنا
وَقَدْ رَحَلُوا عَنّی أحِبَّهُ خاطِری فَما احَدٌ مِنْهُمْ عَلی غُرْبَتی حَنّا
عَسی وَ لَعَلَّ الدَّهْرَ یَجْمَعُ بَیْنَنا وَ تَرْجِعُ أیّامُ الْهَنا مِثْلَ ما کُنّا «دائره المعارف الحسینیه، ج ۶،ص ۱۹۶»
ص: ۱۶۴
ترجم ه اشعار:
پیش از این که از ما دور شوید بایستید تا با ما وداع کنید. زیرا جسم ما به خاطر شما ناتوان گردید؛
به درستی که زندگی ام به باد فنا رفت و الان پهنه زمین برای من مثل زندان است؛
سلام و درود بر شما! چقدر ناگواراست دوری شما! پس ای کاش من پیش از این مرده بودم؛
همانا سوگواری می کنم برای غریب دور از وطن، در حالی که خودم غریبم و دور از سرزمین و خاندان و خانه ام؛
زمانی که خورشید طلوع می کند یاد شما می کنم، و هنگامی که غروب می کند به خاطر شما اندوهم تازه می گردد؛
به درستی خوشی و سرورم با دوستان چقدر گوارا بود، ولی نمی دانستم که این همراهی ما پایان می پذیرد؛
زمانی بود که ما حال خوشی داشتیم تا اینکه آن مدت سپری شد و ما برای این مصائب خون گریستیم؛
سوگند به خدا که علاقه ام به شما فراوان است، آنقدر چشم انتظاری کشیدم که دیگر پلکی برایم نمانده؛
سوز و گداز من به دلیل جدایی شما بلند شد؛
به درستی آنانی که مایه آرامش خاطرم بودند رفتند، پس هیچ یک ازآنان نیست تا بر غربتم ناله سر دهد؛
ص: ۱۶۵
شاید روزگار دوباره ما را به هم برساند و ما به آن دوران خوش گوار برگردیم؛
برگرفته از کتاب سر نینوا-زینب کبری سلام الله علیها نوشته آقای محمد علی محسن زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *