اخلاق و فضائل

فصاحت و بلاغت حضرت زینب

فصاحت و بلاغت این بانوی بزرگوار را می توان به وسیله دو خطبه مشهور او در بازار کوفه و مجلس یزید نیز گفت و گویش با پسر زیادبن ابیه شناخت براستی این
ص: ۳۷
بلاغت و شهامت از یک بانوی داغدیده و مصیبت رسیده با آن همه صدمات و گرسنگی ها و تشنگی ها و بی خوابی ها و ناملایمات، جز کرامت چیز دیگری نیست به گفته یکی از اساتید- رحمه اللَّه تعالی علیه»- بدون نیروی الهی و مدد غیبی مقدور نیست.
هنگامی که زینب علیها السلام آن سخنرانی پرشور و بلیغ و جالب را در میان آن جمعیت دهها هزار نفری بازار کوفه ایراد فرمود مردم حیرت زده به هم نگاه می کردند و دستها را به دندان می گزیدند. راوی آن خطبه نقل می کند پیرمردی که در کنار من ایستاده تحت تأثیر سخنرانی دختر امیرالمؤمنین چنان می گریست که ریشش از اشک چشمش ترشده بود و دست به سوی آسمان بلند کرده و می گفت: پدر و مادرم فدای ایشان که سالخوردگانشان بهترین سالخوردگان و خردسالان ایشان بهترین خردسالان، و زنانشان بهترین زنان، و نسل آنها والاتر و برتر از همه نسل ها است.
کُهُولُهُم خَیْرُ الکُهُولِ وَ نَسْلُهُم اذا عُدَّ نَسْلٌ لایَبُورُو لایُخْزی
و هنگامی که زینب علیها السلام در برابر آن مرد پلید و جنایتکار یعنی پسر زیاد قرار گرفت چنان پاسخ فصیح و بلیغی به او داد و بدین وسیله چنان مشتی به دهانش کوبید که آن دشمن غدّار و رذالت پیشه، با همه عداوتی که نسبت به آن خاندان پاک و مطهّر داشت نتوانست تعجب خود را از آن همه شیوایی و رسایی سخن آن هم در قالب الفاظی با آن زیبایی
ص: ۳۸
و ایجاز پنهان دارد و با تبدیل عنوان فصاحت که یکی از کمالات بزرگ به شمار می رود به عنوان سجع گویی و شاعری، باتحقیر گفت:
«انَّ هذِهِ لَسَجّاعَه، وَ لَعَمْری لَقَدْ کانَ ابُوها سَجّاعاً شاعِراً»
[براستی که این زن در هنر سجع گویی زبردست است، پدرش نیز سجع گو و شاعر بود.]
زینب علیها السلام نیز در پاسخش فرمود:
«ما لِلْمَرأَهِ وَ لِلسَجاعَه، انَّ لی عَنِ السَجاعَهِ لَشُغْلًا، وَ لکِنْ صَدْری نَفَثَ بِما قُلْتُ»
[زن را با سجع گویی چه کار؟ مرا بدان دلبستگی نیست، و آنچه شنیدی سوز سینه ام بود که بر زبان جاری شد!]
آنچه در این باره بیشتر جلب توجه می کند و عظمت دختر امیرالمؤمنین علیه السلام را بهتر و بیشتر جلوه گر می سازد این مطلب است که زینب علیها السلام نزد هیچ معلّمی این علم را فرا نگرفته بود و برای یادگرفتن آن آموزگاری ندیده بود، بلکه بهره ای الهی و کمالی ذاتی بود که خدای تعالی به او عطا کرده و عنایت فرموده بود و ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ.
و این هم بخشی از گفتار «محمد غالب شافعی» یکی از نویسندگان مصری که در شماره ۲۷ سال اول مجله «الاسلام» گفته است:
«یکی از بزرگترین زنان اهل بیت از نظر حسب و نسب،
ص: ۳۹
و از بهترین بانوان طاهره که دارای روحی بزرگ و مقام تقوا، آینه سرتاپا نمای مقام رسالت و ولایت بوده حضرت سیده زینب دختر علی بن ابی طالب «کرم اللَّه وجهه» است که به نحو کامل او را تربیت کرده بودند او از پستان علم و دانش خاندان نبوت سیراب شده بود تا آنجا که در فصاحت و بلاغت یکی از آیات بزرگ الهی به شمار می رفت، و در حلم و کرم و بینایی و بصیرت در تدبیر کارها در میان خاندان بنی هاشم و بلکه عرب مشهور شد و میان جمال و جلال، و سیرت و صورت، و اخلاق و فضیلت را جمع کرده بود شبها در حال عبادت و روزها را روزه داشت و به تقوا و پرهیز کاری معروف بود …».
برگرفته از کتاب زینب علیها السلام عقیله بنی هاشم نوشته آقای هاشم رسولی محلاتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *