حوادث، وقایع، هجرت

حضرت زینب و دفاع از یادگار مجتبی

عبدالله فرزند امامحسن(ع) از کسانی بود که در کربلا حضور داشت؛ ولی به دلیل آنکه به سن بلوغ نرسیده بود از حضور او در
میدان نبرد جلوگیری میشد. پس از آنکه همه اصحاب و یاران امام حسین(ع) به شهادت رسیدند، و امام(ع) یکه و تنها در وسط
میدان واپسین لحظات عمر مبارکش را سپری میکرد، عبدالله از آشفتگی اوضاع استفاده کرد و به سرعت خود را به امام حسین(ع)
رساند. زینب نیز – که مسئولیت مراقبت از زنان و کودکان را برعهدهداشت – برای بازگرداندن عبدالله به سوی میدان آمده امام(ع)
به زینب دستور داد تا یادگار برادر را به خیمه ها بازگرداند. ولی عبدالله که شاید پس از ساعتها انتظار خود را به کنار عمو رسانده
در این گیرودار بودند که ابجر بن «! نه به خدا سوگند! از عمویم جدا نمیشوم » : بود، از بازگشت به خیمه ها خودداری کرد، و گفت
وای بر تو ای فرزند زن پلید! آیا میخواهی » : کعب برای کشتن امام حسین(ع) به میدان آمد. عبدالله با مشاهده ابجر فریاد برآورد
ابجر شمشیرش رابه سوی عبدالله نشانه رفت و دست کوچک عبدالله را که به عنوان سپر بالای سرش «؟ عمویم را به شهادترسانی
گرفته بود، به پوست آویزان کرد امام حسین(ع) فرزند برادر را در آغوش کشید وبه او دلداری میداد که ناگهان حرمله به وسیله
. [ تیری، عبدالله را در دامن عمو به شهادترساند. [ ۱۸
برگرفته از کتاب عاشورا نقش بی همتای زینب سلام الله علیها نوشته: محمدحسین مهوری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *