حوادث، وقایع، هجرت

روایت حضرت زینب (س) – روایتی در فضیلت پدر

گاهی سؤال میشود: چرا یزید بر مذمت و توبیخ و تهدید و وعدهی عذاب و لعن بر خود و پدرانش سکوت اختیار کرد و چیزی نگفت؟ و [ صفحه ۱۴۹] چرا با وجودی که حاکم بود و حکومتش سیطره داشت حضرت را ساکت نکرد و دستور به قتل و یا خارج نمودن او از مجلس را صادر نکرد؟در جواب میگوییم: یزید از این بابت که زینب علیهاالسلام یک زن است و نسبت به زن باید با رفق و مدارا و لطف عمل نمود، سکوت نکرد، هرگز؛ هرگز چیزی یزید را از انجام نیات شوم و پلیدش باز نمیداشت. چگونه باز میداشت در حالی که با جسارت و گستاخی، ریحانهی رسول خدا صلی الله علیه و اله را کشت و اطفالش را ذبح و زنان خاندانش را به اسارت گرفت.جز این نیست که یزید از ضرب و هول سیلی سخنان زینب علیهاالسلام مبهوت و وحشت زده مانده بود، و میدید که چگونه با سخنان آن بانو، تمامی مجلس به اضطراب افتاده است، و میشنید که چگونه از گوشه و کنار، حتی از میان زنان اهل حرم خویش به لعن و نفرین او صدا بلند کردهاند! پس آن بانوی شجاع، چنان با خطبهی آتشین خود، آن ملعون را در معرض خطر و در منگنه قرار داد که دیگر چارهای ندید جز این که اظهار بیخبری و براءت کرده و به بزرگی گناه اعتراف نماید، و طوق این جنایت را به گردن ابنزیاد اندازد!
برگرفته از کتاب یادگار خیمه های سوخته نوشته: محمد جواد مغنیه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *