خاندان

نقل اخبار غیبی برای امام سجاد در قتلگاه

هنگام ورود اهل بیت (علیهم السلام) به قتلگاه وقتی چشم امام سجّاد (ع) به اجساد پاره پاره شهیدان افتاد که در بین آنها جگر گوشه حضرت زهرا (علیها السلام) به حالتی افتاده بود که جا داشت از آن مصیبت آسمان ها واژگون، زمین دگرگون و کوه ها متلاشی شوند، حضرت منقلب شد. به طوری که نزدیک بود روح از بدن مبارکش پرواز کند، عمّه اش زینب متوجّه شد. فهمید فرزند برادر در چه حالت خطرناکی به سر می برد نزدیک است که از غم پدرش جان بسپارد، بی درنگ او را دلداری داد، از او کهصبرش سنگین تر از کوه ها و بزرگ تر از همه چیز بود درخواستصبر نمود، از آن جمله چنین گفت: ای یادگار جد، پدر و برادرانم! چرا

۱- اللهوف،ص ۱۸۰؛ تاریخ طبری، ج ۴،ص ۴۵۶
۲- مقتل الحسین مقرم،ص ۳۰۷؛ کبریت احمر، ج ۲،ص ۱۳
ص: ۱۶۲
ناراحت هستی و جان خود را در معرض نابودی قرار داده ای؟ سوگند به خدا این مصیبت ها را جد و پدرت به ما خبر داده اند و ما در انتظار چنین روزی بودیم؛ خداوند از افرادی عهد و پیمان گرفته است که فرعون های زمان آنان را نمی شناسند، لکن اهل آسمان ها آن ها را به خوبی می شناسند، افرادی خواهند آمد و این بدن های پاره پاره شده را جمع خواهند کرد و به خاک خواهند سپرد. در این سرزمین برای پدرت نشانه ای نصب خواهد شد که گذشت قرن ها آن ها را محو نخواهد کرد، آن نشانه، همچنان پایدار خواهد بود. جبّاران روزگار و ستمگران خواهند کوشید که این نشانه را از بین ببرند، لکن روز به روز در ترقی و تعالی خواهد بود و از گزند بدخواهان و حوادث مصون و محفوظ خواهد ماند. (۱)
برگرفته از کتاب سر نینوا-زینب کبری سلام الله علیها نوشته آقای محمد علی محسن زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *