پدر و مادر (شجره نامه), حوادث، وقایع، هجرت

امانتی از ما مانده

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ طبق بعضی روایت ، بعد از رحلت حضرت رقیه (س ) یزید دستور داد چراغ و تخته غسل را ببرند ، و او را با
همان پیراهن کهنه اش کفن کنند . زنان شام ازدحام کردند و در حالی که سیاه پوش شده بودند ، برای بدرقه اهل بیت (ع ) از خانه
ها بیرون آمدند . صدای ناله و گریه آنها از هر سو شنیده می شد و با کمال شرمندگی با اهل بیت (ع ) وداع نمودند ، و تا کاروان
اهل بیت (ع ) پیدا بود ، مردم شام گریه می کردند . ( ۱۰۸ ) زینب (س ) از این فرصت استفاده های بسیار کرد . از جمله اینکه
هنگام وداع ، ناگاه سر از هودج بیرون آورد و خطاب به مردم شام فرمود : ((ای اهل شام ، از ما در این خرابه امانتی مانده است ؛
جان شما و جان این امانت . هر گاه کنار قبرش بروید (او در این دیار غریب است ) آبی بر سر مزارش بپاشید و چراغی در کنار
( قبرش روشن کنید))( ۱۰۹
برگرفته از کتاب ۲۰۰ داستان از فضایل ، مصایب و کرامات حضرت زینب نوشته :عباس عزیزی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *