پدر و مادر (شجره نامه)

زینب، همراه مادر

حضرت زینب علیهاالسلام شش سال با مادرش زندگی کرد، دانشمندان تربیت و روان شناسان گویند که چون کودک سه سالش تمام شد، مرحلهای را آغاز میکند که در آن مرحله بین او و خانواده و محیط اطرافش نوعی موافقت رفتاری و کلامی پیدا شده و الفاظ و معانی را از هم تشخیص میدهد. رشد عقلی او در این سن برای کشف آنچه میبیند و میشنود، به مسائل و مطالب اطراف خود متوجه میشود، و این کشفیات و مشاهدات، آثاری را در رفتار او بجا میگزارد که تا آخر عمر با آنها قرین است و هرگز فراموش نمیکند. [۱۹] .زینب علیهاالسلام در این سن دیده است که مادرش فاطمه علیهاالسلام آن قدر به نماز میایستاد تا پاهای مبارکش ورم میکرد. او دیده است که مادر و فرزندانش شب را با گرسنگی خوابیدند، ولی به مسکین و یتیم و اسیر غذا دادند. او دیده است که مادر گرامیش لباس مندرس و کهنه [ صفحه ۴۹] میپوشد و لباس نو و جدید خود را به فقیر میبخشد.روزی سلمان فارسی رحمهالله حضرت فاطمه علیهاالسلام را دید و با دیدن آن حضرت به گریه افتاد و گفت: قیصر و کسری لباسهایی از سندس و حریر میپوشند اما دختر محمد صلی الله علیه و اله یک لباس مندرس به تن دارد! و اما در رابطه با صدق و راستگویی فاطمه علیهاالسلام روایت شده که عایشه گفت:«من کسی را راستگوتر از فاطمه ندیدم، مگر پدرش رسول خدا صلی الله علیه و اله». [۲۰] .خلاصه کلام این که، زینب علیهاالسلام جدش رسول خدا صلی الله علیه و اله را با همهی صفات و خصوصیاتش، در مادر خود مجسم دیده است، و این حقیقت در آن زمانی که زینب علیهاالسلام برای مادرش مرثیه خوانی میکرد و میگریست، متجلی شد که فرمود: «ای پدر! ای رسول خدا! در حقیقت الآن ما به فقدان تو دچار شدیم، آن چنان فقدانی که دیگر لقا و دیداری بعدش نیست». (یعنی با دیدن مادر ترا به یاد میآوردیم).
برگرفته از کتاب یادگار خیمه های سوخته نوشته: محمد جواد مغنیه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *