پدر و مادر (شجره نامه), حوادث، وقایع، هجرت

کنار جسد برادر

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ نقل شده : زینب (س ) وقتی کنار جسد برادر آمد ، توقف کرد و با خلوصی خاص متوجه خدا گردید و
عرض کرض کرد : ((اللهم تقبّل منا قلیل القربان ))؛ خدایا این اندک قربانی را از ما قبول فرما . وقتی زینب (س ) با گفتار جانسوز ،
کنار آن پیکرهای پاره پاره سخن گفت ، منظره آن چنان جانسوز بود که : ((فابکت و الله کل عدو و صدیق ))؛ سوگند به خدا
دوست و دشمن به گریه افتادند و طبق روایت دیگر . ((حتی راینا دموع الخیل تتقاطر علی حوافرها)) تا آنجا که دیدم قطرات
( اشکهای اسبهای مخالفان بر روی سم هایشان می ریخت . ( ۱۲۳
برگرفته از کتاب ۲۰۰ داستان از فضایل ، مصایب و کرامات حضرت زینب نوشته :عباس عزیزی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *