آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – عترت طاها و غم اسارت به دوش زینب علم
عترت طاها و غم اسارت به دوش زینب علم اسارت به اهل عالمین پس از خون حسیناسارت حضرت زینب شد ضامن بقای مکتب واویلا واویلا واویلا****** آل علی و داغ […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – شبی که مطلع مهر از، طلوع زینب بودشبی که مطلع مهر از، طلوع زینب بود
شبی که مطلع مهر از، طلوع زینب بودفروغ روز نشسته، به دامن شب بود هزار رود نواگر ز کوثر و تسنیمروان به خانه ی زهرا، به بوی زینب بود هزار […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – دختر زهـرا خوش آمدیدختر زهـرا خوش آمدی
دختر زهـرا خوش آمدیزینب کبری خوش آمدی دختر کبرای حیدریآینه حسن مادری آیه تطهیر فاطمهکوثر زهرای اطهری علی و فاطمه گویندهمه گویند همه گویند دختر زهـرا خوش آمدیزینب کبری خوش […] -
0
اشعار وفات حضرت زینب (س) – حُجب و حیایِ فاطمی این تبار را
حُجب و حیایِ فاطمی این تبار رابا تیغ خطبه فاتح صفین کوفه ای مولا سپرده دست شما ذوالفقار رادر اوج بیکران خودت مست می کِشی هفتاد و دو ستاره ی […] -
0
اشعار اسرای واقعه کربلا – وای از نگاه بی خرد بی مرام ها
وای از نگاه بی خرد بی مرام هابر نیزه بود جاذبه انتقام ها بازی کودکانه اطفال گشته بودپرتاب سنگ از وسط پشت بام ها آن روز از تمامی دیوار های […] -
0
اشعار شهادت طفلان حضرت زینب (س) – هجران گرفته دور وبرم را برای چه
هجران گرفته دور وبرم را برای چه؟خون می کنی دو چشم ترم را برای چه؟ وقتی قرار نیست کبوتر کنی مرابخشیده اند بال و پرم را برای چه؟ گر نیستی […] -
0
شعر کاروان اسیران – سر ارباب ما به شام آمد
اولین روز از مه صفر وسر ارباب ما به شام آمد عید دشمن، بنی امیه پستسر عباس هم، تمام آمد بی صفت مردم حرامی و پستکرده اند شهر را پر […] -
0
شعر کاروان اسیران – زینب اگر نبود علی زینتی نداشت
زینب اگر نبود علی زینتی نداشتحتی نماز و دعا برکتی نداشت زینب اگر نبود پس از کشتن حسیندیگر برای خلق، خدا آیتی نداشت زینب اگر به وقت، کنار حسین بوددیگر […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – ای کوکب آسمان ایمانای کوکب آسمان ایمان
ای کوکب آسمان ایمانای شیرزن نبرد و میدان ای همچو پدر فصیح و گویارسواگر ظالمان دوران از آتش گرم خطبههایتکاخ ستم است کوخ و ویران تو راز و شکوه سوختن […] -
0
اشعار کاروان اسرا – چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم
چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدمنیزه در نیزه غریبانه تنت را دیدم زیر پامال کبود سم مرکب ها، نهبه روی دست ملائک بدنت را دیدم گرچه نشناختمت وقت […]