آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – امشب صفا دارد صفای دیگری راامشب صفا دارد صفای دیگری را
امشب صفا دارد صفای دیگری رامروه،منا،حال و هوای دیگری را از سوی شرق و غرب ِ یثرب می شنیدهگوش فلک لبخندهای دیگری را وقت سحر در قاب چشمانش ببیندشهر نبی […] -
0
شعر وفات حضرت زینب (س) – یکسال و نیم مانده غمت در گلوی من (موسی علیمرادی)
یکسال و نیم مانده غمت در گلوی منهر روز و شب تویی همه جا رو به روی من در زیر آفتابم و تشنه شبیه تودنیا کشیده خنجر غم بر گلوی […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – امشب علی ولیمه به خلق جهان دهدامشب علی ولیمه به خلق جهان دهد
امشب علی ولیمه به خلق جهان دهدامشب زمین فروغ به هفت آسمان دهد امشب خدا تجلّی خود را نشان دهدبا خطّ نور، بر همه خطّ امان دهد میلاد شیر دخت […] -
0
شعر کاروان اسیران – حرم را در به در کردی و رفتی (جعفر ابوالفتحی)
حرم را در به در کردی و رفتیمرا بی بال و پر کردی و رفتی خودت گفتی نکن گریه برادرچرا پس دیده تر کردی و رفتی حرم با داغ تو […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – زن بود مثل مرد اما حرف می زدزن بود مثل مرد اما حرف می زد
زن بود مثل مرد اما حرف می زدپر جوش و غوغا مثل دریا حرف می زد بر مردی خود کوفیان شک کرده بودندمثل تمام مردها تا حرف می زد از […] -
0
شعر در راه کوفه و شام – بوسه از خال لبت ای یار چیز دیگری است
بوسه از خال لبت ای یار چیز دیگری استغمزه ی چشم تو ای دلدار چیز دیگری است ای تو لیلای همه عشاق ای معشوق مااین سر مجنون به روی دار […] -
0
نوحه طفلان حضرت زینب (س) – بارون اشک چشمام می ریزه روی گونه
بارون اشک چشمام می ریزه روی گونهصدای غربت تو دلا رو می سوزونه روی، لبت امن یجیبهزینب، کی می گه بی شکیبه حالا، منم شدم غریبه؟!روی، زانوت گذاشته ای سر […] -
0
اشعار کاروان اسرا – کاروان می رفت اما کودکی جا مانده بود
کاروان می رفت اما کودکی جا مانده بود او در آغوش عطش در قلب صحرا مانده بود گر نمی دانست آیین اسارت را ولی ناز پرورد اسیران بود، اما مانده […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – سـلام فاطمـه! مـرآت داور آوردیسـلام فاطمـه! مـرآت داور آوردی
سـلام فاطمـه! مـرآت داور آوردیزهی که خون خدا را پیمبر آوردی ببـال کوثـر احمد که کوثر آوردیبـرای حیـدر کـرار، حیـدر آوردی به روی دامن تو شیرْدخت شیرِخداستدرون سینـۀ او قلـبِ […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – دل را به پاس عشق تو میل خُم است و بسدل را به پاس عشق تو میل خُم است و بس
دل را به پاس عشق تو میل خُم است و بسجان در ره دمشق تو سر در گم است و بس زاندم که از بهشت تو تبعید می شدیمتا حال […]