آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – روزگار اسیری زینب
روزگار اسیری زینبمثل شبهای شام تاریک است کوچه پس کوچه های اینجا هممثل شهر مدینه باریک است مردمانش به جای دسته ی گلتازیانه به دست می گیرند تا نمک روی […] -
0
اشعار کاروان اسرا – دستان باد موی تو را شانه کرده است
-
0
رباعی وفات حضرت زینب (س) – خون بود زمین و آسمان در تب بود (محمدرضا سلیمی)
خون بود زمین و آسمان در تب بودخشکیده ترین واژه ی هستی لب بود یک مرد فقط حادثه را زیبا دیدآن مرد، امیر دردها، زینب بود -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – پیچیده بوی گل به صحرا بیت الولا دارد تماشاپیچیده بوی گل به صحرا بیت الولا دارد تماشا
پیچیده بوی گل به صحرا بیت الولا دارد تماشاآئینه ها محو جمالش آمده آئینه ی زهرا خوش آمدی زینب کبری****** بشنو تو آوای جلی را بخوان خدای ازلی رابه دامن […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – عیسی شدی که این همه بالا ببینمت
عیسی شدی که این همه بالا ببینمتبالای دست مردم دنیا ببینمت بعد از گذشت چند شب از روز رفتنتراضی نمیشود دلم الا ببینمت اما چه فایده؟ خودت اصلا بگو حسینوقتی […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – نماز عشق به پا می کنم به نام حسیننماز عشق به پا می کنم به نام حسین
نماز عشق به پا می کنم به نام حسینبه نای سینه نوا می کنم به نام حسین تو زینبی و همه قاصرند از وصفتکتاب عشق تو وا می کنم به […] -
0
شعر مصیبت حضرت زینب (س) – چوب ستم بر این سر اَنوَر مزن یزید (میرزا عبدالجواد جودی خراسانی)
چوب ستم بر این سر اَنوَر مزن یزیدتیر اَلم به جان پیمبر مزن یزید این سر که نیست از زدنش بر تو واهمهبودی مدام زینت آغوش فاطمه باشد هنوز لعل […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آیدنفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید شکوه تو زمین را با قیامت آشنا کردهو رقص باد با گیسوی تو محشر […] -
0
اشعار کاروان اسرا – اینان که سنگ سوی تو پرتاب می کنند
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – بعد از تو گوشواره به دردم نمی خورد
بعد از تو گوشواره به دردم نمی خوردرخت و لباس پاره به دردم نمی خورد ای آفتاب برسرزینب طلوع کناین چند تا ستاره به دردم نمی خورد نزدیک تر بیا […]