آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – آن شب که گل از دامن مهتاب مى ریختآن شب که گل از دامن مهتاب مى ریخت
آن شب که گل از دامن مهتاب مى ریختشبنم به پاى نخل باور آب مى ریخت آن شب که غم آهنگ شادى ساز مى کردقفل اسارت را به گرمى باز […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – بس کن حسین سربه سر نیزه ها مکن
بس کن حسین سربه سر نیزه ها مکن بس کن حسین مادرمان را صدا مکن بس کن حسین هستی من سایه ی سرم بس کن حسین جان من و جان […] -
0
گزیده اشعار در منقبت زینب سلام الله علیها – با یادش ؛ ظهر عاشورا
زینب ! بیار آب گلوی حسین را پر کن تو شور اشک سبوی حسین را ظهر است و یک نسیم که آشفته می کند با دست هاشمشرق موی حسین را […] -
0
شعر میلاد حضرت زینب سلام الله علیها
تو مهر روشن و اوج خصال آینه ای عیار پاکی و حسن کمال آینه ای تو صبح صادق فجری ، شکوه آینه ای تو حرف روشن و پاکزلال آینه ای […] -
0
رباعی وفات حضرت زینب (س) – خون بود زمین و آسمان در تب بود (محمدرضا سلیمی)
خون بود زمین و آسمان در تب بودخشکیده ترین واژه ی هستی لب بود یک مرد فقط حادثه را زیبا دیدآن مرد، امیر دردها، زینب بود -
0
شعر بسیار زیبا در باره ی کوفه و شام – غصه ات دروازه ی ساعات بود
-
0
شعر وفات حضرت زینب (س) – غم مرا همه با طعنه چاره می کردند
-
0
رباعی وفات حضرت زینب (س) – خون بود زمین و آسمان در تب بود (محمدرضا سلیمی)
خون بود زمین و آسمان در تب بودخشکیده ترین واژه ی هستی لب بود یک مرد فقط حادثه را زیبا دیدآن مرد، امیر دردها، زینب بود -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – بهشت مادر آمد کوثر کوثر آمدبهشت مادر آمد کوثر کوثر آمد
بهشت مادر آمد کوثر کوثر آمدفاطمهالزهرا را یگانه دختر آمد این گل طاهاست زینت باباستتمام زهراست زینب کبراست حسین یا ثارالله چشم تو روشنحسین یا ثارالله چشم تو روشن سلام […] -
0
اشعار کاروان اسرا – به سوی شام و کوفه ام، چه دل شکسته می برند
به سوی شام و کوفه ام، چه دل شکسته می برندببین که زینب تو را، غریب و خسته می برند همان وجود نازنین، خدای صبر در زمینتمام رکن قامتش، ز […]