آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر کاروان اسیران – طشت طلا و چوب و لب و آیه و شراب
طشت طلا و چوب و لب و آیه و شرابخاکستر و غبار ره و خون و آفتاب در حیرتم که از چه نرفتی زمین فروای وای من چگونه نشد آسمان […] -
0
شعر پیام خون حضرت زینب سلام الله علیها
وقتی به دل داغ برادر ماند و زینب یک کربلا غم در برابر ماند و زینب وقتی شهادت حرف آخر را رقم زد غمنامه تنهای بی سرماند و زینب وقتی […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – امشب علی ولیمه به خلق جهان دهدامشب علی ولیمه به خلق جهان دهد
امشب علی ولیمه به خلق جهان دهدامشب زمین فروغ به هفت آسمان دهد امشب خدا تجلّی خود را نشان دهدبا خطّ نور، بر همه خطّ امان دهد میلاد شیر دخت […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – عاشق شدیم عاشق و حیران ما شدند عاشق شدیم عاشق و حیران ما شدند
عاشق شدیم عاشق و حیران ما شدند قومی اسیر زلف پریشان ما شدند آنقدر عاشقیم که عشاق روزگارمبهوت اشتیاق گریبان ما شدند روح القدس شدیم و تمامی شاعرانگرم غزل سرایی […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – بر حنجرت سرنیزه تا بالاوپایین می رود
بر حنجرت سرنیزه تا بالاوپایین می رودانگارامواج صدا بالا و پایین می رود ماهی سرخ کوچکی با رقص تیر حرملهدر تُنگ دست ربنا بالاو پایین می رود می بینمش بی […] -
0
شعر ولادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها
شعار ولادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها با خبر کرد نسیمی همه ی دنیا را متلاطم شده دیدند دل دریا را گل سرخی که می از قطره ی شبنم […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – امشب صفا دارد صفای دیگری راامشب صفا دارد صفای دیگری را
امشب صفا دارد صفای دیگری رامروه،منا،حال و هوای دیگری را از سوی شرق و غرب ِ یثرب می شنیدهگوش فلک لبخندهای دیگری را وقت سحر در قاب چشمانش ببیندشهر نبی […] -
0
اشعار کاروان اسرا – عیسی شدی که این همه بالا ببینمت
عیسی شدی که این همه بالا ببینمتبالای دست مردم دنیا ببینمت بعد از گذشت چند شب از روز رفتنتراضی نمیشود دلم الا ببینمت اما چه فایده؟ خودت اصلا بگو حسینوقتی […] -
0
شعر کاروان اشک در منقبت زینب
می نویسم نامه ای با اشک و خون از زبان داغ داران قرونکاروان اشک و محمل های آه در میان لاله ها می جست راهلاله ها از سینه های چاک […] -
0
اشعار کاروان اسرا – به روی نیزه چگونه تو را نظاره کنم
به روی نیزه چگونه تو را نظاره کنمبخند تا که منم خنده ای دوباره کنم اگر اجازه دهی لا اقل برای تنتکمی ز چادر خود را کفن قواره کنم رسیده […]