آرشیو مولودی، مدایح و مراثی
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – بس کن حسین سربه سر نیزه ها مکن
بس کن حسین سربه سر نیزه ها مکن بس کن حسین مادرمان را صدا مکن بس کن حسین هستی من سایه ی سرم بس کن حسین جان من و جان […] -
0
مولودی – ولادت حضرت زینب (س) – علی علی علی علی حیدر علی حیدر
مولودی مناسبت: ولادت حضرت زینب سلام الله علیها مداح: مهدی میرداماد عنوان: علی علی علی علی حیدر علی حیدر علی علی علی علی حیدر علی حیدر علی مولا مولا علی […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – بوی بارون یاس گلدون،مژده می ده صبح عیده بوی بارون یاس گلدون،مژده می ده صبح عیده
بوی بارون یاس گلدون،مژده می ده صبح عیدهروی بال صد فرشته،می رسه از راه سپیده کیه خورشید قبیله،کیه بانوی جلیلهآیینه دار علیه،زینبه تنها عقیله تو شب غربت و غمها،واسه دلها […] -
0
مداحی – شهادت حضرت زینب (س) – در این دشت پر بلا
مداحی مناسبت: شهادت حضرت زینب سلام الله علیها مداح: مهدی سلحشور موضوع: در این دشت پر بلا در این دشت پر بلا باید بر مشام من بوی هجران ای دلبند […] -
0
مداحی – شهادت حضرت زینب (س) – به اینجا آمدم با قلب خسته
مداحی مناسبت: شهادت حضرت زینب سلام الله علیها مداح: امیر عباسی موضوع: به اینجا آمدم با قلب خسته به اینجا آمدم با قلب خسته آخ از این جا می روم […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – نشسته بر دلم داغ عظیم و بی کرانت
نشسته بر دلم داغ عظیم و بی کرانتز سرخی ِ غروب بی کسی پرسم نشانت الا ای سر که چون خورشید تابان می درخشیتو روی نیزه و من پای نیزه […] -
0
مولودی – ولادت حضرت زینب (س) – مولا مولا علی مولا مولا علی
مولودی مناسبت: ولادت حضرت زینب سلام الله علیها مداح: مهدی میرداماد عنوان: مولا مولا علی مولا مولا علی مولا مولا علی مولا مولا علی چه ذوالفقار به عزم مصاف بردارم […] -
0
اشعار وفات حضرت زینب (س) – خوشا چو باغچه از بوی یاس سر رفتن
خوشا چو باغچه از بوی یاس سر رفتنخوشا ترانه شدن بی صدا سفر رفتن سری تکان بده بالی، دُمی، لبی، حرفیچرا که شرط ادب نیست بی خبر رفتن چقدر خاطره […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – دختر زهـرا خوش آمدیدختر زهـرا خوش آمدی
دختر زهـرا خوش آمدیزینب کبری خوش آمدی دختر کبرای حیدریآینه حسن مادری آیه تطهیر فاطمهکوثر زهرای اطهری علی و فاطمه گویندهمه گویند همه گویند دختر زهـرا خوش آمدیزینب کبری خوش […] -
0
رباعی وفات حضرت زینب (س) – خون بود زمین و آسمان در تب بود (محمدرضا سلیمی)
خون بود زمین و آسمان در تب بودخشکیده ترین واژه ی هستی لب بود یک مرد فقط حادثه را زیبا دیدآن مرد، امیر دردها، زینب بود