آرشیو مولودی، مدایح و مراثی
-
0
مداحی – شهادت حضرت زینب (س) – کیست زینب همیشه بی همتا
مداحی مناسبت: شهادت حضرت زینب سلام الله علیها مداح: محمود کریمی موضوع: کیست زینب همیشه بی همتا کیست زینب همیشه بی همتا نور مستور عالم بالا کیست زینب نفس نفس […] -
0
مداحی – شهادت حضرت زینب (س) – در گیر و دار قافیه ماندن درست نیست
مداحی مناسبت: شهادت حضرت زینب سلام الله علیها مداح: محمود کریمی موضوع: در گیر و دار قافیه ماندن درست نیست در گیر و دار قافیه ماندن درست نیست تنها غزل […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – شهر مدینه نور گرفت از نگاه توشهر مدینه نور گرفت از نگاه تو
شهر مدینه نور گرفت از نگاه توروشن شد از فروغ رخ همچو ماه تو ای زینب ای شکوفۀ گلزار مرتضیای آن که هست باغ ولا جلوه گاه تو چون بوی […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – من ماندم و تمام خطرهای روبرو
من ماندم و تمام خطرهای روبروراهی که مانده است و سفر های روبرو در پای آفتاب بدن های پشت سردر دست باد شانه ی سرهای روبرو شاید هنوز بود پسرهای […] -
0
اشعار شهادت طفلان حضرت زینب (س) – تا صوت قرآن از لب آن ها می آید
تا صوت قرآن از لب آن ها می آیدکفر تمام نیزه ها بالا می آید دجال های کوفه در فکر فرارنددارد سپاه زینب کبری می آید سد سپاه کفر را […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – روزگار اسیری زینب
روزگار اسیری زینبمثل شبهای شام تاریک است کوچه پس کوچه های اینجا هممثل شهر مدینه باریک است مردمانش به جای دسته ی گلتازیانه به دست می گیرند تا نمک روی […] -
0
اشعار شهادت طفلان حضرت زینب (س) – همچون غریبه با من دلخسته تا مکن
همچون غریبه با من دلخسته تا مکنطفلان خواهرت ز سر خویش وا مکن یکبار می شود که فدای غمت شوندحالا که وقتش آمده چون و چرا مکن دو نوجوان زینب […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – رفتی و گفتی انفلاب گریه با تو
رفتی و گفتی انفلاب گریه با توتفسیر آیات کتاب گریه با تو طوفان سوار خطبه های کوفه زینب!حیدر شدن پشت نقاب گریه با تو رعد بلند حنجر هیهات با منباران […] -
0
شعر مصیبت حضرت زینب (س) – چوب ستم بر این سر اَنوَر مزن یزید (میرزا عبدالجواد جودی خراسانی)
چوب ستم بر این سر اَنوَر مزن یزیدتیر اَلم به جان پیمبر مزن یزید این سر که نیست از زدنش بر تو واهمهبودی مدام زینت آغوش فاطمه باشد هنوز لعل […] -
0
اشعار روضه اسیران کربلا – کوفه رفتن به خدا، حال دگر می خواهد (محمد مهدی عبداللهی)
کوفه رفتن به خدا، حال دگر می خواهدزینبت، کسب اجازه به سفر می خواهد چاره ای نیست وَ باید بروم ای گل منخواهرت می رود و سایه سر می خواهد […]