آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – ای مادر صبر و دختر زهراای مادر صبر و دختر زهرا
ای مادر صبر و دختر زهرامرآت ز پای تا سر زهرا در عز و وقار حیدرِ حیدردر قدر و جلال کوثر زهرا از دورۀ چار سالگی بودییار علی و پیمبر […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – مثل رنگین کمانی از پسِ ابر، روی دامان یاس افتادیمثل رنگین کمانی از پسِ ابر، روی دامان یاس افتادی
مثل رنگین کمانی از پسِ ابر، روی دامان یاس افتادیاشک شوق حسین را دیدی، باده ی ناب را نشان دادی زینت خانواده ی عصمت!…، دختر نور، دختر دریا!…با اصالت ترین […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – امشب صفا دارد صفای دیگری راامشب صفا دارد صفای دیگری را
امشب صفا دارد صفای دیگری رامروه،منا،حال و هوای دیگری را از سوی شرق و غرب ِ یثرب می شنیدهگوش فلک لبخندهای دیگری را وقت سحر در قاب چشمانش ببیندشهر نبی […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – بعد از تو گوشواره به دردم نمی خورد
بعد از تو گوشواره به دردم نمی خوردرخت و لباس پاره به دردم نمی خورد ای آفتاب برسرزینب طلوع کناین چند تا ستاره به دردم نمی خورد نزدیک تر بیا […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – در ماتمی بی انتها با چند کودک…
در ماتمی بی انتها با چند کودک…تنها رها کردی مرا با چند کودک یک خیمه ماند و یک بغل دلواپسی ومن ماندم و این ماجرا با چند کودک هی چهره […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – دیده بگشوده به دنیا زینب کبریدیده بگشوده به دنیا زینب کبری
دیده بگشوده به دنیا زینب کبریتهنیت گو بر علی و مادرش زهرا ای نور عین کوثر زهرا جان حسین زینب کبری خوش آمدی ای گل زهرا****** نرگس شور و شعف […] -
0
اشعار وفات حضرت زینب (س) – پرورش یافته ی دامن زهرا هستی
پرورش یافته ی دامن زهرا هستیدانش آموخته ی مکتب مولا هستی مریم از محضرتان درس حیا آموزدچون که محجوب ترین دختر حوا هستی جان گرفته شجر طیبه از آمدنتفصل سرسبز […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم
چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدمنیزه در نیزه غریبانه تنت را دیدم زیر پامال کبود سم مرکب ها، نهبه روی دست ملائک بدنت را دیدم گرچه نشناختمت وقت […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – با خبر کرد نسیمی همه ی دنیا رابا خبر کرد نسیمی همه ی دنیا را
با خبر کرد نسیمی همه ی دنیا رامتلاطم شده دیدند دل دریا را گل سرخی که می از قطره ی شبنم می زدمست می کرد ز بوی نفسش صحرا را […] -
0
رباعی وفات حضرت زینب (س) – خون بود زمین و آسمان در تب بود (محمدرضا سلیمی)
خون بود زمین و آسمان در تب بودخشکیده ترین واژه ی هستی لب بود یک مرد فقط حادثه را زیبا دیدآن مرد، امیر دردها، زینب بود