آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – ای بحر کمال گوهر آوردیای بحر کمال گوهر آوردی
ای بحر کمال گوهر آوردیای کوثر وحی کوثر آوردی ای نخل امید نوبر آوردیای ماه خجسته اختر آوردی ای دخت رسول دختر آوردیزینب؟ نه، حسین دیگر آوردی بر نفس رسول […] -
0
اشعار کاروان اسرا – دستان باد موی تو را شانه کرده است
-
0
شعر شهادت طفلان حضرت زینب (س) – دو جوانمرد مهیا هستند (حسن لطفی)
دو جوانمرد مهیا هستنددست پروردۀ سقا هستند قدشان رفته به دایی هاشانچقدر خوش قد و بالا هستند شیرِ خاتون دو عالم خوردندشیرهای نر صحرا هستند گرد بادند و به هم […] -
0
اشعار کاروان اسرا – ای پسر فاطمه! قرآن بخوان
ای به سر نی، گهرافشانیَتقاری قرآن، سر نورانیت بشکند آن دست که از سنگ کینآیه نوشته است به پیشانیت همسفر و همدم و همراه منکشت غروب تو مرا، ماه من […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – تـو برای خلقت حوا بـه دنـیا آمدیتـو برای خلقت حوا بـه دنـیا آمدی
تـو برای خلقت حوا بـه دنـیا آمدیپس تو پیش از حضرت دنیا به دنیا آمدی اشک با تو از دل زهـرا تولد یافته استمادرت دریا خودت دریا به دنیا آمدی […] -
0
اشعار شهادت طفلان حضرت زینب (س) – تا صوت قرآن از لب آن ها می آید
تا صوت قرآن از لب آن ها می آیدکفر تمام نیزه ها بالا می آید دجال های کوفه در فکر فرارنددارد سپاه زینب کبری می آید سد سپاه کفر را […] -
0
شعر با پای برهنه در منقبت زینب
زان فتنه خونین که به بار آمده بود خورشید ولا ، بر سر دار آمده بودبا پای برهنه ، دشت ها را زینب دنبال حسین ، سایه وار آمده بود […] -
0
شعر کاروان اسیران – ببین که عرصه برایم چه تنگ گردیده
-
0
اشعار اسرای کربلا – نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آیدنفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید شکوه تو زمین را با قیامت آشنا کردهو رقص باد با گیسوی تو محشر […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – عیسی شدی که این همه بالا ببینمت
عیسی شدی که این همه بالا ببینمتبالای دست مردم دنیا ببینمت بعد از گذشت چند شب از روز رفتنتراضی نمیشود دلم الا ببینمت اما چه فایده؟ خودت اصلا بگو حسینوقتی […]