آرشیو دیدگاه های دیگران
-
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – دوباره آمده از ره بهار عاطفه هادوباره آمده از ره بهار عاطفه ها
دوباره آمده از ره بهار عاطفه هاگلی شکفته شده از تبار عاطفه ها به آسمان علی، ماه روی زینب بینحلول عشق نگر در مدار عاطفه ها چه کودکی که به […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – آه و واویلا صد آه و واویلا
آه و واویلا صد آه و واویلاخونجگر زینب بی پسر لیلا در دل عالم اندوه و سوز و آه چون اسارت شد رزق آلُ الله عترت طاها نوحه گر و […] -
0
شعر کاروان اسیران – طشت طلا و چوب و لب و آیه و شراب
طشت طلا و چوب و لب و آیه و شرابخاکستر و غبار ره و خون و آفتاب در حیرتم که از چه نرفتی زمین فروای وای من چگونه نشد آسمان […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – خدا به هیبت یک زن فرود می آیدخدا به هیبت یک زن فرود می آید
خدا به هیبت یک زن فرود می آیدو نسل سینه زنان به وجود می آید و زن اگر که تویی ما کداممان مردیم؟اگر تو اوج زنی زن شناس می گردیم […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – باز آسمـونا چشـای پر ستاره دارنباز آسمـونا چشـای پر ستاره دارن
باز آسمـونا چشـای پر ستاره دارناز عرش خدا فرشته ها خبر میارن پرواز می کنن میان همه سمت مدینهتا سر رو پای خورشید کربلا بذارن از تو می گیریم ، […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – آنکه از وصفش زبان گردیده الکن زینب استآنکه از وصفش زبان گردیده الکن زینب است
آنکه از وصفش زبان گردیده الکن زینب استآنکه نطقم در مدیحش گشته کودن زینب است آنکه بعد از نهضت سرخ حسین بن علیپیکر دین خدا را بود جوشن زینب است […] -
0
شعر مولودی و مداحی حضرت زینب – اگر زینب نبود
سرّ نی در نینوا میماند اگر زینب نبود کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبودچهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ پشت ابری از ریا میماند اگر زینب نبودچشمه […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – کاروان می رفت اما کودکی جا مانده بود
کاروان می رفت اما کودکی جا مانده بود او در آغوش عطش در قلب صحرا مانده بود گر نمی دانست آیین اسارت را ولی ناز پرورد اسیران بود، اما مانده […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – شهر مدینه نور گرفت از نگاه توشهر مدینه نور گرفت از نگاه تو
شهر مدینه نور گرفت از نگاه توروشن شد از فروغ رخ همچو ماه تو ای زینب ای شکوفۀ گلزار مرتضیای آن که هست باغ ولا جلوه گاه تو چون بوی […] -
0
اشعار اسرای غریب کربلا – پر می کشد دلم به تمنای نیزه ات
پر می کشد دلم به تمنای نیزه اتدنیای دیگری شده دنیای نیزه ات جانی بده دوباره… به من نه به دخترتتا جان نیامده به لبش پای نیزه ات ترسانده است […]