آرشیو دیدگاه های دیگران
-
0
شعر کاروان اسیران – من نمی گویم چرا رگهای تو چین خورده است
من نمی گویم چرا رگهای تو چین خورده استلیک می سوزد سرم چون آتش کین خورده است من نمی گویم چرا لب های تو خونی شدهچون لبانت خیزران ای یاور […] -
0
شعر کاروان اسیران – حورا و طناب؟ وای بر من
حورا و طناب؟ وای بر منقرآن و شراب؟ وای بر من ناموس پیمبر و کنیزیدر شام خراب؟ وای بر من در پیش نگاه چند دخترچوب و لب باب؟ وای بر […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – کاروان می رفت اما کودکی جا مانده بود
کاروان می رفت اما کودکی جا مانده بود او در آغوش عطش در قلب صحرا مانده بود گر نمی دانست آیین اسارت را ولی ناز پرورد اسیران بود، اما مانده […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – مستی اگه،ادم و حیرون نکنه،که دیگه مستی نیمیشه
(مستی اگه،ادم و حیرون نکنه،که دیگه مستی نیمیشههر چقدر از،از جاه و جلال تو بگیم،اون که تو هستی نیمیشه وصف تو،مث مادره،خود سوره ی کوثره امشباهل بیت،توی برگ گل،خلاصه شده […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – من شیردخت شیر خدایممن شیردخت شیر خدایم
من شیردخت شیر خدایممرآت سیدالشهدایم من زینبم که زِینِاب استمنایبمناب فاطمه هستم مردانگی فتاده به خاکمروح حسین در تن پاکم ناخواندهدرس، عالمهام منقرآن دست فاطمهام من تحسین کند پدر سخنم […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – آمد بر من ،که؟ یار ، کی ؟ وقت سحر
آمد بر من ،که؟ یار ، کی ؟ وقت سحرترسیده زکه ،زخصم ، خصمش که ؟ پدردادمش دو بوسه ،بر کجا ؟ بر لب ترلب بُد ،نه چه بُد؟عقیق ،چون […] -
0
شعر دختر دریای نجات در منقبت زینب
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْچاک شده سینه گل از غمت ای همه شب ناله گل همدمتسینه به سینه غم تو راز شد شاهد شب های پر آواز شدگوهر دریای عفافی شما […] -
0
گزیده اشعار در منقبت زینب سلام الله علیها – کاروان اشک
می نویسم نامه ای با اشک و خون از زبان داغ داران قرون کاروان اشک و محمل های آه در میان لاله ها می جست راه لاله ها ازسینه های […] -
0
مرثیه امان از دل زینب
مرثیه امان از دل زینب باور نمی کنم سر بازار بردنت ! نامحرمان به مجلس اغیار بردنت از سینه ی حسین، تو را چکمه ای گرفت از کربلا به کوفه، […] -
0
صبح بی حسین – شعر حضرت زینب
صبح بی حسین – شعر حضرت زینب زلف عفاف، رشتۀ دامان زینب است آیات صبر، پایۀ ایمان زینب است ایثار و پـاکدامنی و عزم و اقتدار این چار، درسِ طفلِ […]