آرشیو دیدگاه های دیگران
-
0
حضرت زینب در کلام بزرگان
حضرت زینب در کلام بزرگان کلام مرحوم طبرسی و قال الطبرسی: إنها روت اخبارا کثیره عن امها الزهراء، و روى أنها کانت شدیده المحبه بالنسبه الى الحسین من صغرها، اقول […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – نسیم؛ پرده ی گهواره را تکان می دادنسیم؛ پرده ی گهواره را تکان می داد
نسیم؛ پرده ی گهواره را تکان می دادبرای عرض ارادت خودی نشان می داد ستاره های درخشان خوشه ی پروینکنار پنجره مبهوت کودکی شیرین شمیم قدسی او در مدینه پیچیدهبهار […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – بهشت مادر آمد کوثر کوثر آمدبهشت مادر آمد کوثر کوثر آمد
بهشت مادر آمد کوثر کوثر آمدفاطمهالزهرا را یگانه دختر آمد این گل طاهاست زینت باباستتمام زهراست زینب کبراست حسین یا ثارالله چشم تو روشنحسین یا ثارالله چشم تو روشن سلام […] -
0
اشعار اسرای غریب کربلا – پر می کشد دلم به تمنای نیزه ات
پر می کشد دلم به تمنای نیزه اتدنیای دیگری شده دنیای نیزه ات جانی بده دوباره… به من نه به دخترتتا جان نیامده به لبش پای نیزه ات ترسانده است […] -
0
شعر مصیبت حضرت زینب (س) – چوب ستم بر این سر اَنوَر مزن یزید (میرزا عبدالجواد جودی خراسانی)
چوب ستم بر این سر اَنوَر مزن یزیدتیر اَلم به جان پیمبر مزن یزید این سر که نیست از زدنش بر تو واهمهبودی مدام زینت آغوش فاطمه باشد هنوز لعل […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – کاروان می رفت اما کودکی جا مانده بود
کاروان می رفت اما کودکی جا مانده بود او در آغوش عطش در قلب صحرا مانده بود گر نمی دانست آیین اسارت را ولی ناز پرورد اسیران بود، اما مانده […] -
0
شعر کاروان اسیران – من از دیارِ حبیبم ، غلام زاده یتان
من از دیارِ حبیبم ، غلام زاده یتانشکستم از غمِ هجرانِ لحظه لحظه یتان منم گدایِ همیشه ، منم غلامِ شمامنم غلامِ شما ، شب نشینِ خیمه یتان منم مقیمِ […] -
0
اشعار در فضیلات زینب گر زینب نبود
سرّ نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبودچهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ پشت ابری از ریا می ماند […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – اینان که سنگ سوی تو پرتاب می کنند
اینان که سنگ سوی تو پرتاب می کنندبی حرمتی به آینه را باب می کنند در قتلگاه، آن جگر تشنه ی تو رابا مشک های آب خنک، آب می کنند […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – سری ز نیزه زمین خورد بس که زخمی بود
سری ز نیزه زمین خورد بس که زخمی بودسری که وا شده از هم ز ضربه های عمود سری ز نیزه زمین خورد، وای خواهر اوچگونه می نگرد غلط خوردن […]