آرشیو مولودی، مدایح و مراثی
-
0
مولودی – ولادت حضرت زینب (س) – بانوی عالم گل زهرا و علی
مولودی مناسبت: ولادت حضرت زینب سلام الله علیها مداح: محمد رضا طاهری عنوان: بانوی عالم گل زهرا و علی بانوی عالم گل زهرا و علی هم نفس با حسین گل […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – حسین بود و تو بودی، تو خواهری کردیحسین بود و تو بودی، تو خواهری کردی
حسین بود و تو بودی، تو خواهری کردیحسین فاطمه را گرم، یاوری کردی غریب تا که نمانَد حسین بی عباسبه جای خواهری آن جا، برادری کردی گذشتی از همه چیزت […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – خدا به هیبت یک زن فرود می آیدخدا به هیبت یک زن فرود می آید
خدا به هیبت یک زن فرود می آیدو نسل سینه زنان به وجود می آید و زن اگر که تویی ما کداممان مردیم؟اگر تو اوج زنی زن شناس می گردیم […] -
0
شعر کاروان اسیران – چه بر روز تو آوردند داداش
چه بر روز تو آوردند داداشتو را از پیش من بردند داداش پس از اینکه تو را کشتند داداشسرت بر نیزه بسپردند داداش به هم در مجلس عیش و خماریسرت […] -
0
مولودی – ولادت حضرت زینب (س) – بذار دل به دلت
مولودی مناسبت: ولادت حضرت زینب سلام الله علیها مداح: محمود کریمی عنوان: بذار دل به دلت بذار دل به دلت تا ابر ها بپره ببار پای چشمام بهار خوش خبره […] -
0
مداحی – شهادت حضرت زینب (س) – داداش نزار رو قلبم آرزو تو
مداحی مناسبت: شهادت حضرت زینب سلام الله علیها مداح: محمود کریمی موضوع: داداش نزار رو قلبم آرزو تو داداش نزار رو قلبم آرزو تو ببین بارون روبرو تو یکم بالا […] -
0
اشعار کاروان اسرا دروازه کوفه – هلال من چرا پر از خاکستری
هلال من چرا پر از خاکستریزروی نیزه ها دلم را می بری چراغ محمل من تمام حاصل من تو حل کن مشکل منحسین جانم حسین حسین جانم حسین هلال من […] -
0
اشعار کاروان اسرا – ببینمت اثر استاد لطیفیان
عیسی شدی که این همه بالا ببینمتبالای دست مردم دنیا ببینمت بعد از گذشت چند شب از روز رفتنتراضی نمیشود دلم حالا ببینمت اما چه فایده؟ خودت اصلا بگو حسینوقتی […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – نشسته بر دلم داغ عظیم و بی کرانت
نشسته بر دلم داغ عظیم و بی کرانتز سرخی ِ غروب بی کسی پرسم نشانت الا ای سر که چون خورشید تابان می درخشیتو روی نیزه و من پای نیزه […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – از کفر نیزه خواست که سر دربیاورد؛
از کفر نیزه خواست که سر دربیاورد؛تا آسمان خبر ببرد، سر بیاورد خورشید چند ماهه ی دست تو کافی است؛تا تیر کفر حرمله را دربیاورد یک سکه ی دو روست […]