آرشیو مولودی، مدایح و مراثی
-
0
شعر کاروان اسیران – من نمی گویم چرا رگهای تو چین خورده است
من نمی گویم چرا رگهای تو چین خورده استلیک می سوزد سرم چون آتش کین خورده است من نمی گویم چرا لب های تو خونی شدهچون لبانت خیزران ای یاور […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – بهشت مادر آمد کوثر کوثر آمدبهشت مادر آمد کوثر کوثر آمد
بهشت مادر آمد کوثر کوثر آمدفاطمهالزهرا را یگانه دختر آمد این گل طاهاست زینت باباستتمام زهراست زینب کبراست حسین یا ثارالله چشم تو روشنحسین یا ثارالله چشم تو روشن سلام […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – رفتی و گفتی انفلاب گریه با تو
رفتی و گفتی انفلاب گریه با توتفسیر آیات کتاب گریه با تو طوفان سوار خطبه های کوفه زینب!حیدر شدن پشت نقاب گریه با تو رعد بلند حنجر هیهات با منباران […] -
0
مداحی – شهادت حضرت زینب (س) – وای غریب مادرم وای
مداحی مناسبت: شهادت حضرت زینب سلام الله علیها مداح: مجید شعبانی موضوع: وای غریب مادرم وای وای غریب مادرم وای عطر عاشقی اخی به چهره ی گل ها افشانده ام […] -
0
مولودی – ولادت حضرت زینب (س) – شب میلاد زینبه
مولودی مناسبت: ولادت حضرت زینب سلام الله علیها مداح: محمد رضا طاهری عنوان: شب میلاد زینبه شب شب امید عالمین شب میلاد زینبه بهترین شب عمر حسینه شیرینی زندگی علی […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – بی مهر مردم، نامه ها را مهر می کردند
بی مهر مردم، نامه ها را مهر می کردندصد خورجین نامه برای عشق آوردند قومی که گرد سنگهای کعبه می گشتندتنهایی آیینه را باور نمی کردند از سجده های بی […] -
0
مداحی – شهادت حضرت زینب (س) – گفت با زینب که ای فرخنده فال
مداحی مناسبت: شهادت حضرت زینب سلام الله علیها مداح: حسن خلج موضوع: گفت با زینب که ای فرخنده فال گفت با زینب که ای فرخنده فال قتلگه می خواندم سوی […] -
0
مداحی – شهادت حضرت زینب (س) – این جا که آمدی غم و غصه پا گرفت
مداحی مناسبت: شهادت حضرت زینب سلام الله علیها مداح: مهدی میرداماد موضوع: این جا که آمدی غم و غصه پا گرفت این جا که آمدی غم و غصه پا گرفت […] -
0
شعر کاروان اسیران – زبان حال بسیار زیبا اثر استاد لطیفیان
لب های تو مگر چقدر سنگ خورده استقاری من چقدر صدایت عوض شده تشریف تو به دست همه سنگ داده استاوضاع شهر کوفه برایت عوض شده تو آن حسین لحظه […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – نسیم؛ پرده ی گهواره را تکان می دادنسیم؛ پرده ی گهواره را تکان می داد
نسیم؛ پرده ی گهواره را تکان می دادبرای عرض ارادت خودی نشان می داد ستاره های درخشان خوشه ی پروینکنار پنجره مبهوت کودکی شیرین شمیم قدسی او در مدینه پیچیدهبهار […]