آرشیو دیدگاه شعرا
-
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – تو شبِ میلادِ زینب دلِ من آروم ندارهتو شبِ میلادِ زینب دلِ من آروم نداره
تو شبِ میلادِ زینب دلِ من آروم ندارهلبِ من خندون خدایا چشِ من بارون میباره نه که یک بار ـ صد هزار بار ـ میگم مجنونِ امشبمنه که امشب ـ […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – ثمـر نخـل ولایـت همـه عالم بـه فدایتثمـر نخـل ولایـت همـه عالم بـه فدایت
ثمـر نخـل ولایـت همـه عالم بـه فدایتشب میلاد تو زیبد کـه کنم مـدح و ثنـایت به تو نازد حضرت زهرا که تو هستی زینبکبریسیدتی یا زینب میلادت مبارک سیدتی یا […] -
0
اشعار اسرای واقعه کربلا – وای از نگاه بی خرد بی مرام ها
وای از نگاه بی خرد بی مرام هابر نیزه بود جاذبه انتقام ها بازی کودکانه اطفال گشته بودپرتاب سنگ از وسط پشت بام ها آن روز از تمامی دیوار های […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – دوباره آمده از ره بهار عاطفه هادوباره آمده از ره بهار عاطفه ها
دوباره آمده از ره بهار عاطفه هاگلی شکفته شده از تبار عاطفه ها به آسمان علی، ماه روی زینب بینحلول عشق نگر در مدار عاطفه ها چه کودکی که به […] -
0
شعر در راه کوفه و شام – بوسه از خال لبت ای یار چیز دیگری است
بوسه از خال لبت ای یار چیز دیگری استغمزه ی چشم تو ای دلدار چیز دیگری است ای تو لیلای همه عشاق ای معشوق مااین سر مجنون به روی دار […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – الا ای ماه تابانم ، به نِی قاریِ قرآنم
الا ای ماه تابانم ، به نِی قاریِ قرآنمبه لب شد از غمت جانم ، ببین حال پریشانم حسین جانم حسین جانم*** الا ای مهجبین من ، نگار نازنین مننظر […] -
0
شعر بسیار زیبا در باره ی کوفه و شام – غصه ات دروازه ی ساعات بود
-
0
اشعار کاروان اسرا – ای پسر فاطمه! قرآن بخوان
ای به سر نی، گهرافشانیَتقاری قرآن، سر نورانیت بشکند آن دست که از سنگ کینآیه نوشته است به پیشانیت همسفر و همدم و همراه منکشت غروب تو مرا، ماه من […] -
0
اشعار اسرای کاروان کربلا – ای که گرفته صبر من این نام و اسمت
ای که گرفته صبر من این نام و اسمتبرده تمام هوش من کرب و بلایت افتاده ای در کربلا ای جان زینبباشد فدای راه تو این جان زینب از ظلم […] -
0
اشعار اسرا کربلا – دل سوزان بود امروز گواه من و تو
دل سوزان بود امروز گواه من و توکز ازل داشت بلا چشم ، به راه من و تو من به تو دوخته ام دیده تو برمن، از نییک جهان راز، […]