آرشیو دیدگاه شعرا
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – سزد کز دیدگان خو نابه جاری
سزد کز دیدگان خو نابه جاریکند شیعه تمام عمر زاری امام عصر اندر کند و زنجیرچهل منزل کند اشتر سوار چهل منزل همه با لشکر غمهمه با آه و واویلا […] -
0
شعر کاروان اسیران – زبان حال بسیار زیبا اثر استاد لطیفیان
لب های تو مگر چقدر سنگ خورده استقاری من چقدر صدایت عوض شده تشریف تو به دست همه سنگ داده استاوضاع شهر کوفه برایت عوض شده تو آن حسین لحظه […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – تو کیستی فروغ چراغ هدایتیتو کیستی فروغ چراغ هدایتی
تو کیستی فروغ چراغ هدایتیتـو لنگر سفینۀ نـوح ولایتـی ناخوانده درس، عالمه علم عالمیمکتب نـرفته، بـحر وسیع روایتی با چادرت بـه دایرۀ حشر، سایبانبـا معجرت بـه معرکۀ صبر، رایتی بودی […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – منی که گرم ذکر یا مجیر عشق تو شدم
منی که گرم ذکر یا مجیر عشق تو شدماسیر شدم ولی حسین ، اسیر عشق تو شدم آه ، ببین که زینب ، چه ها کشیدهشبیه مادر ، قدش خمیده […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – در ماتمی بی انتها با چند کودک…
در ماتمی بی انتها با چند کودک…تنها رها کردی مرا با چند کودک یک خیمه ماند و یک بغل دلواپسی ومن ماندم و این ماجرا با چند کودک هی چهره […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – باز آسمـونا چشـای پر ستاره دارنباز آسمـونا چشـای پر ستاره دارن
باز آسمـونا چشـای پر ستاره دارناز عرش خدا فرشته ها خبر میارن پرواز می کنن میان همه سمت مدینهتا سر رو پای خورشید کربلا بذارن از تو می گیریم ، […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – طبع مىخواهد که وصف زینب کبرى کندطبع مىخواهد که وصف زینب کبرى کند
طبع مىخواهد که وصف زینب کبرى کندلیک، قطره کى تواند صحبت از دریا کند؟ توسن طبعم در اینجا پاى در گل مانده استمرغ بى پَر چون سفر بر عرصه عُنقا […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – عترت طاها و غم اسارت به دوش زینب علم
عترت طاها و غم اسارت به دوش زینب علم اسارت به اهل عالمین پس از خون حسیناسارت حضرت زینب شد ضامن بقای مکتب واویلا واویلا واویلا****** آل علی و داغ […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – ای بحر کمال گوهر آوردیای بحر کمال گوهر آوردی
ای بحر کمال گوهر آوردیای کوثر وحی کوثر آوردی ای نخل امید نوبر آوردیای ماه خجسته اختر آوردی ای دخت رسول دختر آوردیزینب؟ نه، حسین دیگر آوردی بر نفس رسول […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – با خبر کرد نسیمی همه ی دنیا رابا خبر کرد نسیمی همه ی دنیا را
با خبر کرد نسیمی همه ی دنیا رامتلاطم شده دیدند دل دریا را گل سرخی که می از قطره ی شبنم می زدمست می کرد ز بوی نفسش صحرا را […]