آرشیو مقالات و داستانها
-
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – دیده بگشوده به دنیا زینب کبریدیده بگشوده به دنیا زینب کبری
دیده بگشوده به دنیا زینب کبریتهنیت گو بر علی و مادرش زهرا ای نور عین کوثر زهرا جان حسین زینب کبری خوش آمدی ای گل زهرا****** نرگس شور و شعف […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – منی که گرم ذکر یا مجیر عشق تو شدم
منی که گرم ذکر یا مجیر عشق تو شدماسیر شدم ولی حسین ، اسیر عشق تو شدم آه ، ببین که زینب ، چه ها کشیدهشبیه مادر ، قدش خمیده […] -
0
اولین سفر به شام
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ حاج سید حسن ابطحی گوید : در سفری که به شام رفتم ، با ماشین شخصی با خانواده ام همسفر بودیم .حدود دویست کیلومتر که به […] -
0
نپذیرفتن خون بها
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ قبل از آنکه کاروان بازماندگان آماده حرکت به مدینه شوند ، یزید دستور داد تا مال بسیاری ، در حدوددویست هزار مثقال زر سرخ ، بیاورند […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – حسین و جلوه ی جمال خواهرشحسین و جلوه ی جمال خواهرش
حسین و جلوه ی جمال خواهرشمیریم ما برا تبریکِ به مادرش خانم ، جشن میلاد گلت مبارکما هم ، میخونیم اِن یکاد و تبارک اینکه عصمت داورهدختر حیدره به ملائک […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – سلام بر من و اُمّ و اَب و برادر منسلام بر من و اُمّ و اَب و برادر من
سلام بر من و اُمّ و اَب و برادر مندرود باد به ابنا و جدّ اطهر من منم پیمبر خون خدای عزوجلّکه وحی می دمد از نطق روح پرور من […] -
0
ماجرای حضرت رقیه خاتون علیها السلام
امام حسین علیه السلام دختر کوچکی داشتند که او را بسیار دوست میداشت و او نیز پدر را بسیار دوست میداشت نامش رقیه و ۳سال داشت و همراه اسیران در […] -
0
شعر کاروان اسیران – تن مجروح تو را دیدم و لاغر کردم
تن مجروح تو را دیدم و لاغر کردمدیده را در طلب دیدن تو تر کردم در همین کرب و بلا از سر شوق ای جانممرغ دل تا سر بام نگهت […] -
0
متوسل شوید ، مایوس نمی شوید
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ هرکه را حاجتی باشد ، دنیویه و اخرویه ، هر گاه متوسل به خانه آن مظلومه شود ، ماءیوس نخواهد شد؛چرا که انجام مقاصد از قبیل […] -
0
حنوط جدم را بیاور !
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ مجلسی در جلد نهم بحار الانوار در شهادت علی (ع ) چنین نقل می کند : حسن (ع ) خواهرش زینب (س) را صدا زده گفت […]