آرشیو مولودی، مداحی و مرثیه
-
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – هرشب دل من درتب و تاب و شور و شینههرشب دل من درتب و تاب و شور و شینه
هرشب دل من درتب و تاب و شور و شینهدر آرزوی زیـارت دو نـور عیـنه یا دلم می شـه کبوتر حریـم زینبیا که زائر شش گوشهی آقام حسینه هم شور […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – ای مادر صبر و دختر زهراای مادر صبر و دختر زهرا
ای مادر صبر و دختر زهرامرآت ز پای تا سر زهرا در عز و وقار حیدرِ حیدردر قدر و جلال کوثر زهرا از دورۀ چار سالگی بودییار علی و پیمبر […] -
0
اشعار وفات حضرت زینب (س) – شبیه تو اسیرم، خیمه خیمه
شبیه تو اسیرم، خیمه خیمهاز این غصّه بمیرم، خیمه خیمه دل من، تکّه تکّه هیزم تربگو آتش بگیرم، خیمه خیمه… -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – بنی اسد متحیّر، ستادهاید همه
بنی اسد متحیّر، ستادهاید همهچرا به بحر تفکر فتادهاید همه برای دفن شهیدان کربلا، زن و مردز خانه سر به بیابان نهادهاید همه کسی نبود که رو سوی این دیار […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – حسین و جلوه ی جمال خواهرشحسین و جلوه ی جمال خواهرش
حسین و جلوه ی جمال خواهرشمیریم ما برا تبریکِ به مادرش خانم ، جشن میلاد گلت مبارکما هم ، میخونیم اِن یکاد و تبارک اینکه عصمت داورهدختر حیدره به ملائک […] -
0
اشعار اسرا – بر حنجرت سرنیزه تا بالا و پایین می رود
بر حنجرت سرنیزه تا بالاوپایین می رودانگارامواج صدا بالا و پایین می رود ماهی سرخ کوچکی با رقص تیر حرملهدر تُنگ دست ربنا بالاو پایین می رود می بینمش بی […] -
0
مداحی – شهادت حضرت زینب (س) – با این اشک های بی صدای من
مداحی مناسبت: شهادت حضرت زینب سلام الله علیها مداح: محمود کریمی موضوع: با این اشک های بی صدای من با این اشک های بی صدای من مثل طوفان گریه های […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – شب ولادت خدای عشقهشب ولادت خدای عشقه
شب ولادت خدای عشقهفدای عشقه پیمبر کربلای عشقهب دیدن رونمای عشقه بهای عشقهصدای زینب صدای عشقه شب دل و پروازه پروازه پروازهخدا برام میسازه میسازه میسازه شب ولادت خدای عشقهفدای […] -
0
شعر مصیبت حضرت زینب (س) – چوب ستم بر این سر اَنوَر مزن یزید (میرزا عبدالجواد جودی خراسانی)
چوب ستم بر این سر اَنوَر مزن یزیدتیر اَلم به جان پیمبر مزن یزید این سر که نیست از زدنش بر تو واهمهبودی مدام زینت آغوش فاطمه باشد هنوز لعل […] -
0
وفات حضرت زینب (س) – هیچ حرفی نزنی تا گله از غم باشد (ساجده جبار پور)
هیچ حرفی نزنی تا گله از غم باشدچشم هایت نکند چشمه ی زمزم باشد از سفر می رسی امّا چه بگویی، سخت ستارمغان سفرت غصّه و ماتم باشد شبی از […]