آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
قصیده شیوای کعبی دربارهی زینب
۱- و ثواکل فی النوح تسعد مثلها أرأیت ذاثکل یکون سعیدا۲- ناحت فلم تر مثلهن نوائحا اذ لیس مثل فقیدهن فقیدا۳- لا العیس تحکیها اذا حنت و لا الورقاء تحسن […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – بر حنجرت سرنیزه تا بالاوپایین می رود
بر حنجرت سرنیزه تا بالاوپایین می رودانگارامواج صدا بالا و پایین می رود ماهی سرخ کوچکی با رقص تیر حرملهدر تُنگ دست ربنا بالاو پایین می رود می بینمش بی […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – زن بود مثل مرد اما حرف می زدزن بود مثل مرد اما حرف می زد
زن بود مثل مرد اما حرف می زدپر جوش و غوغا مثل دریا حرف می زد بر مردی خود کوفیان شک کرده بودندمثل تمام مردها تا حرف می زد از […] -
0
اشعار روضه اسیران کربلا – کوفه رفتن به خدا، حال دگر می خواهد (محمد مهدی عبداللهی)
کوفه رفتن به خدا، حال دگر می خواهدزینبت، کسب اجازه به سفر می خواهد چاره ای نیست وَ باید بروم ای گل منخواهرت می رود و سایه سر می خواهد […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – با نام عشق، نام خدا، عشق نام توبا نام عشق، نام خدا، عشق نام تو
با نام عشق، نام خدا، عشق نام تودارم شروع می شوم از فیض عام تو بر دست های هر که رسیدی دلش شکستغم را چکانده اند مگر بین کام تو؟ […] -
0
اشعار کاروان اسرا – سر تو، بر سر نی، آفتاب داور من
سر تو، بر سر نی، آفتاب داور منبتاب و سایه کن ای آفتاب بر سر من تو آفتاب خدا و هلال فاطمهایبگو چه خوانمت، ای نازنین برادر من گلوی پارۀ […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – روشنگر است ناله پشت شرارها
روشنگر است ناله پشت شرارهاچون آفتاب در همه روزگارها روشن تراست ازهمه ی روزها شبششب دیدنی ست جلوه شب زنده دارها خاک رهش بلند که شد”تربت” ش کنیدفرقی نمی کنند […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – سلام بر من و اُمّ و اَب و برادر منسلام بر من و اُمّ و اَب و برادر من
سلام بر من و اُمّ و اَب و برادر مندرود باد به ابنا و جدّ اطهر من منم پیمبر خون خدای عزوجلّکه وحی می دمد از نطق روح پرور من […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – امشب علی ولیمه به خلق جهان دهدامشب علی ولیمه به خلق جهان دهد
امشب علی ولیمه به خلق جهان دهدامشب زمین فروغ به هفت آسمان دهد امشب خدا تجلّی خود را نشان دهدبا خطّ نور، بر همه خطّ امان دهد میلاد شیر دخت […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – در ماتمی بی انتها با چند کودک…
در ماتمی بی انتها با چند کودک…تنها رها کردی مرا با چند کودک یک خیمه ماند و یک بغل دلواپسی ومن ماندم و این ماجرا با چند کودک هی چهره […]