آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – طوفان وزید و قافیه ها بوی خون گرفت
تا گفتم السلام علیکم شروع شدقلب قلم تپید و تلاطم شروع شد آغاز روضه بود به نام خدا؛ حسینشاعر نوشت اول این روضه؛ یا حسین خون جای اشک بر ترک […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – شب ولادت خدای عشقهشب ولادت خدای عشقه
شب ولادت خدای عشقهفدای عشقه پیمبر کربلای عشقهب دیدن رونمای عشقه بهای عشقهصدای زینب صدای عشقه شب دل و پروازه پروازه پروازهخدا برام میسازه میسازه میسازه شب ولادت خدای عشقهفدای […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – او تولد یافت طنازی کنداو تولد یافت طنازی کند
او تولد یافت طنازی کندبا الفبای جنون بازی کند او تولد یافت گردد نور عینتا شود سرمست از جام حسین او تولد یافت تا زینب شوددر سخن علامه مکتب شود […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – هرشب دل من درتب و تاب و شور و شینههرشب دل من درتب و تاب و شور و شینه
هرشب دل من درتب و تاب و شور و شینهدر آرزوی زیـارت دو نـور عیـنه یا دلم می شـه کبوتر حریـم زینبیا که زائر شش گوشهی آقام حسینه هم شور […] -
0
شعر با یادش ظهر عاشورا در منقبت زینب
زینب ! بیار آب گلوی حسین را پر کن تو شور اشک سبوی حسین راظهر است و یک نسیم که آشفته می کند با دست هاش مشرق موی حسین رازینب […] -
0
اشعار شهادت طفلان حضرت زینب (س) – کاش مشمول دعاهای پیمبر بشویم
کاش مشمول دعاهای پیمبر بشویمباز هم باعث خشنودی مادر بشویم نکند دیر شود لحظه پرواز از خاککاش ما هم بپریم و دو کبوتر بشویم پس بگیرید زما منصب سرداری راقصدمان […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – خداحافظ ای برادر زینب
خداحافظ ای برادر زینببه خون غلطان در برابر زینب خداحافظ ای جوانی زینبسلام ای قد کمانی زینب بیاد لبت دیگر آب و ننوشمبرادر جان بی تو خانه به دوشم سرت […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – شهر مدینه نور گرفت از نگاه توشهر مدینه نور گرفت از نگاه تو
شهر مدینه نور گرفت از نگاه توروشن شد از فروغ رخ همچو ماه تو ای زینب ای شکوفۀ گلزار مرتضیای آن که هست باغ ولا جلوه گاه تو چون بوی […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – سری به نیزه بلند است در مقابل زینب
سری به نیزه بلند است در مقابل زینبسری که سایه کشیده ست روی محمل زینب سری که معجزه اش روی نی تلاوت وحی استمسیح ِ روی صلیب است در مقابل […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – سلام بر من و اُمّ و اَب و برادر منسلام بر من و اُمّ و اَب و برادر من
سلام بر من و اُمّ و اَب و برادر مندرود باد به ابنا و جدّ اطهر من منم پیمبر خون خدای عزوجلّکه وحی می دمد از نطق روح پرور من […]