آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر زینب ؛ پاسدار لاله ها
می سوخت چوشمع و پایداری می کرد دل از مژه جای اشک جاری می کرد شب دختر شیر حق به جای عباس از عترت عشقپاسداری می کردبرگرفته از کتاب ۲۰۰ […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – دستان باد موی تو را شانه کرده است
دستان باد موی تو را شانه کرده استخون بر دل پیاله و پیمانه کرده است بالای نیزه چشمه ی نوری دمیده اززخمی که بر جبین تو کاشانه کرده است رگهای […] -
0
اشعار روضه اسیران کربلا – کوفه رفتن به خدا، حال دگر می خواهد (محمد مهدی عبداللهی)
کوفه رفتن به خدا، حال دگر می خواهدزینبت، کسب اجازه به سفر می خواهد چاره ای نیست وَ باید بروم ای گل منخواهرت می رود و سایه سر می خواهد […] -
0
شعر زبانحال حضرت زینب با برادر جانش حسین (ع) – سر به دیوار غمت بگذارم
سر به دیوار غمت بگذارمبوسه از کنج رگت بردارم آرزوم است که بوسم رویتای سبکبار منم دل دارم غیر حب تو بند آیینمغیر عشق تو نشد پندارم روز و شب […] -
0
شعر میلاد حضرت زینب در منقبت زینب
تو مهر روشنو اوج خصال آینه ای عیار پاکی و حسن کمال آینه ایتو صبح صادق فجری ، شکوه آینه ای تو حرف روشن و پاک زلال آینه ایدر آسمان […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – سلام بر من و اُمّ و اَب و برادر منسلام بر من و اُمّ و اَب و برادر من
سلام بر من و اُمّ و اَب و برادر مندرود باد به ابنا و جدّ اطهر من منم پیمبر خون خدای عزوجلّکه وحی می دمد از نطق روح پرور من […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – خورشید،گرمِ دلبری از روی نیزه ها
خورشید،گرمِ دلبری از روی نیزه هالبخند می زند سَری از روی نیزه ها دل برده است از تنِ بی جانِ خواهریصوت خوشِ برادری از روی نیزه ها آه ای برادرم […] -
0
اشعار در فضیلت زینب شام را ویران کرد
زینب آمد شام را یک باره ویران کرد و رفت اهل عالم را ز کار خویش حیران کرد و رفتاز زمین کربلا تا کوفه و شام بلا هر کجا بنهاد […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – نبستم چشمای خیسم رو من به روی تو ای برادر
نبستم چشمای خیسم رو من به روی تو ای برادرهلال من از روی نیزه شاهدی حالِ زارِ خواهرهمسفر شد قافله با سنان و حرمله کو علمدار رشیدموی تو رفته به […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – آمد بر من ،که؟ یار ، کی ؟ وقت سحر
آمد بر من ،که؟ یار ، کی ؟ وقت سحرترسیده زکه ،زخصم ، خصمش که ؟ پدردادمش دو بوسه ،بر کجا ؟ بر لب ترلب بُد ،نه چه بُد؟عقیق ،چون […]