آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – تا که او بیشتر نفس میزد
تا که او بیشتر نفس میزدبیشتر میزدند زینب را تیغشان مانده بود در گودالبا سپر میزدند زینب را یکنفر بود و یک بدن اماصدنفر میزدند زینب را خوابشان بُرد بچه […] -
0
شعر کاروان اسیران – ببین که عرصه برایم چه تنگ گردیده
-
0
اشعار شهادت طفلان حضرت زینب (س) – قامت کمان کند که دوتا تیر آخرش
قامت کمان کند که دوتا تیر آخرشیک دم سپر شوند برای برادرش خون عقاب در جگر شیرشان پر استاز نسل جعفرند و علی این دو لشکرش این دو ز کودکی […] -
0
شعر کاروان اسیران – من از دیارِ حبیبم ، غلام زاده یتان
من از دیارِ حبیبم ، غلام زاده یتانشکستم از غمِ هجرانِ لحظه لحظه یتان منم گدایِ همیشه ، منم غلامِ شمامنم غلامِ شما ، شب نشینِ خیمه یتان منم مقیمِ […] -
0
شعر کاروان اسیران – یک مدینه تا مدینه ، داغ و ماتم دیده ای
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – چون دگر فریاد طفلان را شنید
چون دگر فریاد طفلان را شنیداز حرم تا قتلِگه فریاد دید ای خدا زینب از این غم پیر شد مو سپید از ماتم آن شیر شد چون که از گودال […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – رفتی و گفتی انفلاب گریه با تو
رفتی و گفتی انفلاب گریه با توتفسیر آیات کتاب گریه با تو طوفان سوار خطبه های کوفه زینب!حیدر شدن پشت نقاب گریه با تو رعد بلند حنجر هیهات با منباران […] -
0
اشعار شهادت طفلان حضرت زینب (س) – کاش مشمول دعاهای پیمبر بشویم
کاش مشمول دعاهای پیمبر بشویمباز هم باعث خشنودی مادر بشویم نکند دیر شود لحظه پرواز از خاککاش ما هم بپریم و دو کبوتر بشویم پس بگیرید زما منصب سرداری راقصدمان […] -
0
وفات حضرت زینب (س) – هیچ حرفی نزنی تا گله از غم باشد (ساجده جبار پور)
هیچ حرفی نزنی تا گله از غم باشدچشم هایت نکند چشمه ی زمزم باشد از سفر می رسی امّا چه بگویی، سخت ستارمغان سفرت غصّه و ماتم باشد شبی از […] -
0
اشعار کاروان اسرا – سر تو، بر سر نی، آفتاب داور من
سر تو، بر سر نی، آفتاب داور منبتاب و سایه کن ای آفتاب بر سر من تو آفتاب خدا و هلال فاطمهایبگو چه خوانمت، ای نازنین برادر من گلوی پارۀ […]