آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار وفات حضرت زینب (س) – یک سال و نیم مانده غمت در گلوی من
یک سال و نیم مانده غمت در گلوی منهر روز و شب تویی همه جا رو به روی من در زیر آفتابم و تشنه شبیه تودنیا کشیده خنجر غم بر […] -
0
شعر کاروان اسیران – ماه من از چه ز من دل می بری
ماه من از چه ز من دل می بریمن مگر خواهر نبودم – دختر حیدر نبودم شد کمانی قامت من – ارغوانی صورت من – من مگر آیینه ی مادر […] -
0
شعر کاروان اسیران – من از دیارِ حبیبم ، غلام زاده یتان
من از دیارِ حبیبم ، غلام زاده یتانشکستم از غمِ هجرانِ لحظه لحظه یتان منم گدایِ همیشه ، منم غلامِ شمامنم غلامِ شما ، شب نشینِ خیمه یتان منم مقیمِ […] -
0
شعر در مورد حضرت زینب سلام الله علیها – با پای برهنه
زان فتنه خونین که به بار آمده بود خورشید ولا ، بر سر دار آمده بود با پای برهنه ، دشت ها را زینب دنبال حسین ، سایه وار آمدهبود […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – دخت شیر حق ولی اللّهِ داور زینب استدخت شیر حق ولی اللّهِ داور زینب است
دخت شیر حق ولی اللّهِ داور زینب استنور چشم حضرت زهرای اطهر زینب است دین احمد در جهان از صبر او شد استواردر حریم قرب حق با شوکت و فر […] -
0
اشعار در فضیلت زینب میلاد یاور حسین
آن شب که گل از دامن مهتاب می ریخت شبنم به پای نخل باور آب می ریختآن شب که غم آهنگ شادی ساز می کرد قفل اسارت را به گرمی […] -
0
رباعی وفات حضرت زینب (س) – خون بود زمین و آسمان در تب بود (محمدرضا سلیمی)
خون بود زمین و آسمان در تب بودخشکیده ترین واژه ی هستی لب بود یک مرد فقط حادثه را زیبا دیدآن مرد، امیر دردها، زینب بود -
0
شعر دختر دریای نجات در منقبت زینب
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْچاک شده سینه گل از غمت ای همه شب ناله گل همدمتسینه به سینه غم تو راز شد شاهد شب های پر آواز شدگوهر دریای عفافی شما […] -
0
گزیده اشعار در منقبت زینب سلام الله علیها – کاروان اشک
می نویسم نامه ای با اشک و خون از زبان داغ داران قرون کاروان اشک و محمل های آه در میان لاله ها می جست راه لاله ها ازسینه های […] -
0
اشعار کاروان اسرا – خورشید،گرمِ دلبری از روی نیزه ها
خورشید،گرمِ دلبری از روی نیزه هالبخند می زند سَری از روی نیزه ها دل برده است از تنِ بی جانِ خواهریصوت خوشِ برادری از روی نیزه ها آه ای برادرم […]