آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – ای که گرفته صبر من این نام و اسمت
ای که گرفته صبر من این نام و اسمتبرده تمام هوش من کرب و بلایت افتاده ای در کربلا ای جان زینبباشد فدای راه تو این جان زینب از ظلم […] -
0
شعر پیام خون حضرت زینب در منقبت زینب
وقتی به دل داغ برادر ماند و زینب یک کربلا غم در برابر ماند و زینبوقتی شهادت حرف آخر را رقم زد غمنامه تنهای بی سر ماند و زینبوقتی خزان […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – سـلام فاطمـه! مـرآت داور آوردیسـلام فاطمـه! مـرآت داور آوردی
سـلام فاطمـه! مـرآت داور آوردیزهی که خون خدا را پیمبر آوردی ببـال کوثـر احمد که کوثر آوردیبـرای حیـدر کـرار، حیـدر آوردی به روی دامن تو شیرْدخت شیرِخداستدرون سینـۀ او قلـبِ […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – رفتی و گفتی انفلاب گریه با تو
رفتی و گفتی انفلاب گریه با توتفسیر آیات کتاب گریه با تو طوفان سوار خطبه های کوفه زینب!حیدر شدن پشت نقاب گریه با تو رعد بلند حنجر هیهات با منباران […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – دخت شیر حق ولی اللّهِ داور زینب استدخت شیر حق ولی اللّهِ داور زینب است
دخت شیر حق ولی اللّهِ داور زینب استنور چشم حضرت زهرای اطهر زینب است دین احمد در جهان از صبر او شد استواردر حریم قرب حق با شوکت و فر […] -
0
در مدح حضرت زینب سلام الله علیها
در مدح حضرت زینب سلام الله علیها تو کیستی فروغ چراغ هدایتی تـو لنگر سفینۀ نـوح ولایتـی ناخوانده درس، عالمه علم عالمی مکتب نـرفته، بـحر وسیع روایتی با چادرت بـه […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – ای زینب! ای که بی تو حقیقت زبان نداشتای زینب! ای که بی تو حقیقت زبان نداشت
ای زینب! ای که بی تو حقیقت زبان نداشتخون آبرو، محبّت و ایثار، جان نداشت بی تو حیا به خاک زمین دفن گشته بودبی تو شرف ستاره به هفت آسمان […] -
0
تمام هستی من خاک پایتان بانو (شعر حضرت زینب)
تمام هستی من خاک پایتان بانو (شعر حضرت زینب) تمام هستی من خاک پایتان بانو و جان عالم هستی فدایتان بانو! جهان خلاصه سبزی ز راز خلقت توست و صبر […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – چون دگر فریاد طفلان را شنید
چون دگر فریاد طفلان را شنیداز حرم تا قتلِگه فریاد دید ای خدا زینب از این غم پیر شد مو سپید از ماتم آن شیر شد چون که از گودال […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – او تولد یافت طنازی کنداو تولد یافت طنازی کند
او تولد یافت طنازی کندبا الفبای جنون بازی کند او تولد یافت گردد نور عینتا شود سرمست از جام حسین او تولد یافت تا زینب شوددر سخن علامه مکتب شود […]