آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار شهادت طفلان حضرت زینب (س) – تا صوت قرآن از لب آنها می آید
تا صوت قرآن از لب آنها می آیدکفرِ تمام نیزه ها بالا می آید دجال های کوفه درحال فرارنددارد سپاه زینب کبری می آید سدّ سپاه کفر را درهم شکستندتکبیرهای […] -
0
اشعار کاروان اسرا – من ماندم و تمام خطرهای روبرو
من ماندم و تمام خطرهای روبروراهی که مانده است و سفر های روبرو در پای آفتاب بدن های پشت سردر دست باد شانه ی سرهای روبرو شاید هنوز بود پسرهای […] -
0
شعر وفات حضرت زینب (س) – هنگامۀ وصال من و دلبرم شده (قاسم نعمتی)
هنگامۀ وصال من و دلبرم شدهاین الحسین زمزمۀ آخرم شده چشمم به راه مانده کجایی عزیز منپیراهن تو گرمی بال و پرم شده از گریه پینه بسته دگر چشم های […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – عاشق شدم و محرم این کار ندارم
عاشق شدم و محرم این کار ندارم فریاد که غم دارم و غمخوار ندارم آن عیش که یاری دهدم صبر نباشدوان بخت که پرسش کندم یار ندارم دل پر ز […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – پرورش یافته دامن زهرا هستیپرورش یافته دامن زهرا هستی
پرورش یافته دامن زهرا هستیدانش آموخته مکتب مولا هستی مریم از محضرتان در حیا آموزدچونکه محجوب ترین دخترحواهستی جان گرفته شجر طیبه از آمدنتفصل سرسبز تولاوتبری هستی خطبه ات معجزه […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – تا که او بیشتر نفس میزد
تا که او بیشتر نفس میزدبیشتر میزدند زینب را تیغشان مانده بود در گودالبا سپر میزدند زینب را یکنفر بود و یک بدن اماصدنفر میزدند زینب را خوابشان بُرد بچه […] -
0
اشعار در فضیلت زینب میلاد یاور حسین
آن شب که گل از دامن مهتاب می ریخت شبنم به پای نخل باور آب می ریختآن شب که غم آهنگ شادی ساز می کرد قفل اسارت را به گرمی […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – سزد کز دیدگان خو نابه جاری
سزد کز دیدگان خو نابه جاریکند شیعه تمام عمر زاری امام عصر اندر کند و زنجیرچهل منزل کند اشتر سوار چهل منزل همه با لشکر غمهمه با آه و واویلا […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – حسین بود و تو بودی، تو خواهری کردیحسین بود و تو بودی، تو خواهری کردی
حسین بود و تو بودی، تو خواهری کردیحسین فاطمه را گرم، یاوری کردی غریب تا که نمانَد حسین بی عباسبه جای خواهری آن جا، برادری کردی گذشتی از همه چیزت […] -
0
شعر کاروان اسیران – طشت طلا و چوب و لب و آیه و شراب
طشت طلا و چوب و لب و آیه و شرابخاکستر و غبار ره و خون و آفتاب در حیرتم که از چه نرفتی زمین فروای وای من چگونه نشد آسمان […]