آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – آن شب که گل از دامن مهتاب مى ریختآن شب که گل از دامن مهتاب مى ریخت
آن شب که گل از دامن مهتاب مى ریختشبنم به پاى نخل باور آب مى ریخت آن شب که غم آهنگ شادى ساز مى کردقفل اسارت را به گرمى باز […] -
0
رباعی وفات حضرت زینب (س) – خون بود زمین و آسمان در تب بود (محمدرضا سلیمی)
خون بود زمین و آسمان در تب بودخشکیده ترین واژه ی هستی لب بود یک مرد فقط حادثه را زیبا دیدآن مرد، امیر دردها، زینب بود -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – نمی گویم ز نوک نیزه با خواهر تکلم کن
نمی گویم ز نوک نیزه با خواهر تکلم کننگاهت پاسخ من داد، بر طفلت ترحم کن اگرچه غنچه ی بی آب، نشکفد امادرِ فردوس را بگشا، به روی من تبسم […] -
0
اشعار کاروان اسرا – چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم
چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدمنیزه در نیزه غریبانه تنت را دیدم زیر پامال کبود سم مرکب ها، نهبه روی دست ملائک بدنت را دیدم گرچه نشناختمت وقت […] -
0
شعر وفات حضرت زینب (س) – غم مرا همه با طعنه چاره می کردند
-
0
دروازه کوفه – خون جبین من، که سرازیر میشود
خون جبین من، که سرازیر میشودصوت نوک نیزه، جهانگیر میشود پیشانیم به چوبۀ محمل که میخوردقرآن روح بخش تو، تفسیر میشود هر قطره خون، که میچکد از زخم حنجرتآن قطره […] -
0
اشعار اسرا – می روم با کاروان اما سرِ تو ساربانم
می روم با کاروان اما سرِ تو ساربانممی کِشَم خود را به دنبالِ تو گرچه خسته جانم هیچکس قادر نبود از پیکرت دورم نمایدگر سرِ بر نیزه ات با من […] -
0
شعر در مدح حضرت زینب
شعر در مدح حضرت زینب عشق زینب با حسینش ماورای عشق بود در فضای قلب زینب هم هوای عشق بود کوفه و شام و مدینه ، کربلا و خاک غم […] -
0
اشعار کاروان اسرا – امان از دل زینب
دلِ سوختهدلها، بُوَد محفل زینبامان از دل زینب امان از دل زینب همان داغ برادر، بود قاتل زینبامان از دل زینب امان از دل زینب دو چشمش به برادر، دو […] -
0
شعر کاروان اسیران – سر ارباب ما به شام آمد
اولین روز از مه صفر وسر ارباب ما به شام آمد عید دشمن، بنی امیه پستسر عباس هم، تمام آمد بی صفت مردم حرامی و پستکرده اند شهر را پر […]