آرشیو مولودی، مدایح و مراثی
-
0
اشعار اسرا کربلا – دل سوزان بود امروز گواه من و تو
دل سوزان بود امروز گواه من و توکز ازل داشت بلا چشم ، به راه من و تو من به تو دوخته ام دیده تو برمن، از نییک جهان راز، […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – ای که گرفته صبر من این نام و اسمت
ای که گرفته صبر من این نام و اسمتبرده تمام هوش من کرب و بلایت افتاده ای در کربلا ای جان زینبباشد فدای راه تو این جان زینب از ظلم […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – کبوتـر دلم ، بـازم هـوایـیـه ، شهر عشقهکبوتـر دلم ، بـازم هـوایـیـه ، شهر عشقه
کبوتـر دلم ، بـازم هـوایـیـه ، شهر عشقهآخه میدونه که ، یه تیکه از بهشت ، تو دمشقه باز خدا قشنگی آفریده تو دلای کربلایی عیدهعیده عیده عیده شب شب […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – عاشق شدم و محرم این کار ندارم
عاشق شدم و محرم این کار ندارم فریاد که غم دارم و غمخوار ندارم آن عیش که یاری دهدم صبر نباشدوان بخت که پرسش کندم یار ندارم دل پر ز […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – وایِ من خیمه ها به غارت رفت
وایِ من خیمه ها به غارت رفتگیسویی رویِ نی پریشان ماند وسط چند خیمه سوزانخواهری دل شکسته حیران ماند وایِ من چادری به یغما رفتبانویی معجرش در آتش سوخت مَردِ […] -
0
مداحی – شهادت حضرت زینب (س) – ای ساربان آهسته رو دارد توانم می رود
مداحی مناسبت: شهادت حضرت زینب سلام الله علیها مداح: محمود کریمی موضوع: ای ساربان آهسته رو دارد توانم می رود ای ساربان آهسته رو دارد توانم می رود در این […] -
0
شعر کاروان اسیران – زبان حال بسیار زیبا اثر استاد لطیفیان
لب های تو مگر چقدر سنگ خورده استقاری من چقدر صدایت عوض شده تشریف تو به دست همه سنگ داده استاوضاع شهر کوفه برایت عوض شده تو آن حسین لحظه […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – در تاب و تبـه بی قراره دل پـرندهدر تاب و تبـه بی قراره دل پـرنده
در تاب و تبـه بی قراره دل پـرندهآروم نـداره صدای گریـه هاش بلـنده چشماش بارونی میشه هر کی میاد کنارشاما برای داداش حسین داره می خنده عشقت به حسین ، […] -
0
اشعار شهادت طفلان حضرت زینب (س) – بهترین بنده ی خدا زینب
بهترین بنده ی خدا زینبهل اتی زینب، انمّا زینب ریشه ی صبر انبیا زینبزینبا زینبا و یا زینب بانی روضه های غم زینبتا ابد مبتلای غم زینب گفت ای مصطفای […] -
0
اشعار شهادت طفلان حضرت زینب (س) – هجران گرفته دور وبرم را برای چه
هجران گرفته دور وبرم را برای چه؟خون می کنی دو چشم ترم را برای چه؟ وقتی قرار نیست کبوتر کنی مرابخشیده اند بال و پرم را برای چه؟ گر نیستی […]