آرشیو دیدگاه شعرا
-
0
شعر کاروان اسیران – عقده ی مرد عرب از عمق خالی می شود
-
0
اشعار شهادت طفلان حضرت زینب (س) – تا هست خدا در دل من کرب و بلا هست
تا هست خدا در دل من کرب و بلا هستاز درد غمت گریه بی چون و چرا هست این دشت زیارتکده ی منظر توستبی روی تو عالم همه در آتشِ […] -
0
اشعار کاروان اسرا – ببینمت اثر استاد لطیفیان
عیسی شدی که این همه بالا ببینمتبالای دست مردم دنیا ببینمت بعد از گذشت چند شب از روز رفتنتراضی نمیشود دلم حالا ببینمت اما چه فایده؟ خودت اصلا بگو حسینوقتی […] -
0
شعر کاروان اسیران – تن مجروح تو را دیدم و لاغر کردم
تن مجروح تو را دیدم و لاغر کردمدیده را در طلب دیدن تو تر کردم در همین کرب و بلا از سر شوق ای جانممرغ دل تا سر بام نگهت […] -
0
شعر وفات حضرت زینب (س) – رنگ غربت به سر موی سپیدم افتاد
رنگ غربت به سر موی سپیدم افتادناله ی فاطمه را تا که شنیدم افتاد مثل زنهای حرم آه کشیدم افتادمن خودم شاهدِ او بودم و دیدم افتاد سهم خود را […] -
0
اشعار وفات حضرت زینب (س) – یا که خدا به خلق پیمبر نمی دهد
یا که خدا به خلق پیمبر نمی دهدیا گر دهد پیمبر ابتر نمی دهد حتی اگر چه فیض الهی به هیچ کسغیر از رسول سوره ی کوثر نمی دهد دختر […] -
0
اشعار کاروان اسرا – اینان که سنگ سوی تو پرتاب می کنند
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – بس کن حسین سربه سر نیزه ها مکن
بس کن حسین سربه سر نیزه ها مکن بس کن حسین مادرمان را صدا مکن بس کن حسین هستی من سایه ی سرم بس کن حسین جان من و جان […] -
0
شعر کاروان اسیران – طشت طلا و چوب و لب و آیه و شراب
طشت طلا و چوب و لب و آیه و شرابخاکستر و غبار ره و خون و آفتاب در حیرتم که از چه نرفتی زمین فروای وای من چگونه نشد آسمان […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – عیسی شدی که این همه بالا ببینمت
عیسی شدی که این همه بالا ببینمتبالای دست مردم دنیا ببینمت بعد از گذشت چند شب از روز رفتنتراضی نمیشود دلم الا ببینمت اما چه فایده؟ خودت اصلا بگو حسینوقتی […]