آرشیو دیدگاه شعرا
-
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – کبوتـر دلم ، بـازم هـوایـیـه ، شهر عشقهکبوتـر دلم ، بـازم هـوایـیـه ، شهر عشقه
کبوتـر دلم ، بـازم هـوایـیـه ، شهر عشقهآخه میدونه که ، یه تیکه از بهشت ، تو دمشقه باز خدا قشنگی آفریده تو دلای کربلایی عیدهعیده عیده عیده شب شب […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – من شیردخت شیر خدایممن شیردخت شیر خدایم
من شیردخت شیر خدایممرآت سیدالشهدایم من زینبم که زِینِاب استمنایبمناب فاطمه هستم مردانگی فتاده به خاکمروح حسین در تن پاکم ناخواندهدرس، عالمهام منقرآن دست فاطمهام من تحسین کند پدر سخنم […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – شادم و دلم رو می کشونم شادم و دلم رو می کشونم
شادم و دلم رو می کشونمتا که پیش چشماش بنشونم همه عاشق شدن امشب که شب خواهر عشقهدوبـاره دسـت نـیـازم سـوی بـانـوی دمـشقه دوباره مست حرم و اسیـر دسـت کرم […] -
0
اشعار شهادت طفلان حضرت زینب (س) – بهترین بنده ی خدا زینب
بهترین بنده ی خدا زینبهل اتی زینب، انمّا زینب ریشه ی صبر انبیا زینبزینبا زینبا و یا زینب بانی روضه های غم زینبتا ابد مبتلای غم زینب گفت ای مصطفای […] -
0
نوحه طفلان حضرت زینب (س) – بارون اشک چشمام می ریزه روی گونه
بارون اشک چشمام می ریزه روی گونهصدای غربت تو دلا رو می سوزونه روی، لبت امن یجیبهزینب، کی می گه بی شکیبه حالا، منم شدم غریبه؟!روی، زانوت گذاشته ای سر […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – ای بحر کمال گوهر آوردیای بحر کمال گوهر آوردی
ای بحر کمال گوهر آوردیای کوثر وحی کوثر آوردی ای نخل امید نوبر آوردیای ماه خجسته اختر آوردی ای دخت رسول دختر آوردیزینب؟ نه، حسین دیگر آوردی بر نفس رسول […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – وایِ من خیمه ها به غارت رفت
وایِ من خیمه ها به غارت رفتگیسویی رویِ نی پریشان ماند وسط چند خیمه سوزانخواهری دل شکسته حیران ماند وایِ من چادری به یغما رفتبانویی معجرش در آتش سوخت مَردِ […] -
0
شعر کاروان اسیران – ارباَ اربا بدنت، قلب مرا از جا کند (محمد مهدی عبدللهی)
ارباَ اربا بدنت،قلب مرا از جا کندزخمِ صد پاره تنت، قلب مرا از جا کند با شتاب آمدم از تل سوی مقتل ،ای وایخنجری در دهنت، قلب مرا از جا […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – شبی که مطلع مهر از، طلوع زینب بودشبی که مطلع مهر از، طلوع زینب بود
شبی که مطلع مهر از، طلوع زینب بودفروغ روز نشسته، به دامن شب بود هزار رود نواگر ز کوثر و تسنیمروان به خانه ی زهرا، به بوی زینب بود هزار […] -
0
شعر کاروان اسیران – حورا و طناب؟ وای بر من
حورا و طناب؟ وای بر منقرآن و شراب؟ وای بر من ناموس پیمبر و کنیزیدر شام خراب؟ وای بر من در پیش نگاه چند دخترچوب و لب باب؟ وای بر […]