آرشیو دیدگاه شعرا
-
0
اشعار کاروان اسرا – به روی نیزه چگونه تو را نظاره کنم
به روی نیزه چگونه تو را نظاره کنمبخند تا که منم خنده ای دوباره کنم اگر اجازه دهی لا اقل برای تنتکمی ز چادر خود را کفن قواره کنم رسیده […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – ای مادر صبر و دختر زهراای مادر صبر و دختر زهرا
ای مادر صبر و دختر زهرامرآت ز پای تا سر زهرا در عز و وقار حیدرِ حیدردر قدر و جلال کوثر زهرا از دورۀ چار سالگی بودییار علی و پیمبر […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – حسین بود و تو بودی، تو خواهری کردیحسین بود و تو بودی، تو خواهری کردی
حسین بود و تو بودی، تو خواهری کردیحسین فاطمه را گرم، یاوری کردی غریب تا که نمانَد حسین بی عباسبه جای خواهری آن جا، برادری کردی گذشتی از همه چیزت […] -
0
رباعی وفات حضرت زینب (س) – خون بود زمین و آسمان در تب بود (محمدرضا سلیمی)
خون بود زمین و آسمان در تب بودخشکیده ترین واژه ی هستی لب بود یک مرد فقط حادثه را زیبا دیدآن مرد، امیر دردها، زینب بود -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – حسین و جلوه ی جمال خواهرشحسین و جلوه ی جمال خواهرش
حسین و جلوه ی جمال خواهرشمیریم ما برا تبریکِ به مادرش خانم ، جشن میلاد گلت مبارکما هم ، میخونیم اِن یکاد و تبارک اینکه عصمت داورهدختر حیدره به ملائک […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – نسیم؛ پرده ی گهواره را تکان می دادنسیم؛ پرده ی گهواره را تکان می داد
نسیم؛ پرده ی گهواره را تکان می دادبرای عرض ارادت خودی نشان می داد ستاره های درخشان خوشه ی پروینکنار پنجره مبهوت کودکی شیرین شمیم قدسی او در مدینه پیچیدهبهار […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – ماه، ماه جمادیالاولی استماه، ماه جمادیالاولی است
ماه، ماه جمادیالاولی استماه میلاد زینب کبراست اهلبیت نبی همه شادندشادتر قلب حیدر و زهراست دختری زاده حضرت زهراکه سراپای، سیدالشهداست صلوات خدا بر این دخترکه جمال خدا در او […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – بنی اسد متحیّر، ستادهاید همه
بنی اسد متحیّر، ستادهاید همهچرا به بحر تفکر فتادهاید همه برای دفن شهیدان کربلا، زن و مردز خانه سر به بیابان نهادهاید همه کسی نبود که رو سوی این دیار […] -
0
اشعار روضه اسیران کربلا – کوفه رفتن به خدا، حال دگر می خواهد (محمد مهدی عبداللهی)
کوفه رفتن به خدا، حال دگر می خواهدزینبت، کسب اجازه به سفر می خواهد چاره ای نیست وَ باید بروم ای گل منخواهرت می رود و سایه سر می خواهد […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – بس کن حسین سربه سر نیزه ها مکن
بس کن حسین سربه سر نیزه ها مکن بس کن حسین مادرمان را صدا مکن بس کن حسین هستی من سایه ی سرم بس کن حسین جان من و جان […]