آرشیو دیدگاه شعرا
-
0
اشعار شهادت طفلان حضرت زینب (س) – بغض نگاه خسته ی تان، ای مسیح من
بغض نگاه خسته ی تان، ای مسیح منمانند سنگ؛ شیشه ی قلب مرا شکست دار و ندار زندگیم نذر خنده اتغصّه نخور، که ارتش زینب هنوز هست در راه پاسداری […] -
0
اشعار وفات حضرت زینب (س) – روشن گرست ناله ی پشت شرارها
روشن گرست ناله ی پشت شرارهاچون آفتاب، در همه ی روزگارها روشن ترست از همه ی روزها شبششب دیدنی ست جلوه ی شب زنده دارها خاک رهش بلند که شد […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – سرت بر نیزه خواهد رفت در اوج پریشانی
سرت بر نیزه خواهد رفت در اوج پریشانیعروجت را گواهی می دهد این سیر عرفانی طلوعی چون تو چشم صبح را روشن نکرد اینجااگرچه روی نی همچون غروبی سرخ می […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – خالق ز نـور آل علی کوکب آفـریدخالق ز نـور آل علی کوکب آفـرید
خالق ز نـور آل علی کوکب آفـریدبا یُمن آل فاطمه روز و شب آفرید روز ازل «اَلَسـتُ بِرَبّک» چـو گفـت حق«قالوا بَلی» شنید و سپس منصب آفرید بنوشت در صحیفه […] -
0
اشعار کاروان اسرا – به روی نیزه چگونه تو را نظاره کنم
به روی نیزه چگونه تو را نظاره کنمبخند تا که منم خنده ای دوباره کنم اگر اجازه دهی لا اقل برای تنتکمی ز چادر خود را کفن قواره کنم رسیده […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – منی که گرم ذکر یا مجیر عشق تو شدم
منی که گرم ذکر یا مجیر عشق تو شدماسیر شدم ولی حسین ، اسیر عشق تو شدم آه ، ببین که زینب ، چه ها کشیدهشبیه مادر ، قدش خمیده […] -
0
شعر کاروان اسیران – نظاره کرده ام ای جان به صحنه های عجیب
بدون تو چه کنم من در این دیار غریببه روی نیزه تو هستی تویی تو خدّ تریب پس از تو ای دل و دلبر درون کوفه و شامنظاره کرده ام […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – ای که گرفته صبر من این نام و اسمت
ای که گرفته صبر من این نام و اسمتبرده تمام هوش من کرب و بلایت افتاده ای در کربلا ای جان زینبباشد فدای راه تو این جان زینب از ظلم […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – زینب و دل بی قراری
زینب و دل بی قراری زینب و اشکای جاری کار من شده تماشاکار تو نیزه سواری می بینی دستای بستهمی بینی سر شکسته بمیرم به روی نی همعزیزم آروم نداری […] -
0
اشعار کاروان اسرا – اینان که سنگ سوی تو پرتاب می کنند