آرشیو دیدگاه شعرا
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – شد خزان گلشن یاسَمَن تسلیت حجت بن
شد خزان گلشن یاسَمَن تسلیت حجت بن الحسن واویلا واویلا واویلا بسوزی ای غریب صحرا ز داغ نور چشم زهرا(س) آن که قربانیِ جانان شد جانفدا با لبِ عطشان شد […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – بوی بارون یاس گلدون،مژده می ده صبح عیده بوی بارون یاس گلدون،مژده می ده صبح عیده
بوی بارون یاس گلدون،مژده می ده صبح عیدهروی بال صد فرشته،می رسه از راه سپیده کیه خورشید قبیله،کیه بانوی جلیلهآیینه دار علیه،زینبه تنها عقیله تو شب غربت و غمها،واسه دلها […] -
0
شعر کاروان اسیران – به نیزه دیدمت ای جان که غرق آوازی
به نیزه دیدمت ای جان که غرق اعجازیبیا که با تو بگویم ز داغ دل رازی دلم اسیر نفس های روی نی گشتهبه روی نیزه برادر چقدر دلبازی یکی لباس […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – رفتی و گفتی انفلاب گریه با تو
رفتی و گفتی انفلاب گریه با توتفسیر آیات کتاب گریه با تو طوفان سوار خطبه های کوفه زینب!حیدر شدن پشت نقاب گریه با تو رعد بلند حنجر هیهات با منباران […] -
0
شعر کاروان اسیران – حورا و طناب؟ وای بر من
حورا و طناب؟ وای بر منقرآن و شراب؟ وای بر من ناموس پیمبر و کنیزیدر شام خراب؟ وای بر من در پیش نگاه چند دخترچوب و لب باب؟ وای بر […] -
0
اشعار اسرای واقعه کربلا – عیسی شدی که این همه بالا ببینمت
عیسی شدی که این همه بالا ببینمتبالای دست مردم دنیا ببینمت بعد از گذشت چند شب از روز رفتنتراضی نمیشود دلم الا ببینمت اما چه فایده؟ خودت اصلا بگو حسینوقتی […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – مران یکدم ساربان اشتر
مران یکدم ساربان اشترناقه زینب رفته اندر گل بده ظالم مهلتی آخرزان که من دارم عقده ها در دل مرا ناقه تا که بنشینمبرسر نعش شاه مظلومان مران ناقه زان […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – آسمان را ستاره باران کنآسمان را ستاره باران کن
آسمان را ستاره باران کنآمده آسمانی از خورشید باز هم لطف حق تجلی یافتآمده آیه هایی از توحید می توان نذز این قدم هایشدسته گل های یاس را پاشید می […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – سرشار از ترانه ی یک رود جاری امسرشار از ترانه ی یک رود جاری ام
سرشار از ترانه ی یک رود جاری امامروز در نهایت امّیدواری ام احساس میکنم که به دریا بدل شدماحساس میکنم که بر این خاک جاری ام یک لحظه شادمانم و […] -
0
شعر زبانحال حضرت زینب با برادر جانش حسین (ع) – سر به دیوار غمت بگذارم
سر به دیوار غمت بگذارمبوسه از کنج رگت بردارم آرزوم است که بوسم رویتای سبکبار منم دل دارم غیر حب تو بند آیینمغیر عشق تو نشد پندارم روز و شب […]