آرشیو دیدگاه شعرا
-
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – ای بحر کمال گوهر آوردیای بحر کمال گوهر آوردی
ای بحر کمال گوهر آوردیای کوثر وحی کوثر آوردی ای نخل امید نوبر آوردیای ماه خجسته اختر آوردی ای دخت رسول دختر آوردیزینب؟ نه، حسین دیگر آوردی بر نفس رسول […] -
0
اشعار شهادت طفلان حضرت زینب (س) – بهترین بنده ی خدا زینب
بهترین بنده ی خدا زینبهل اتی زینب، انمّا زینب ریشه ی صبر انبیا زینبزینبا زینبا و یا زینب بانی روضه های غم زینبتا ابد مبتلای غم زینب گفت ای مصطفای […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – تـو برای خلقت حوا بـه دنـیا آمدیتـو برای خلقت حوا بـه دنـیا آمدی
تـو برای خلقت حوا بـه دنـیا آمدیپس تو پیش از حضرت دنیا به دنیا آمدی اشک با تو از دل زهـرا تولد یافته استمادرت دریا خودت دریا به دنیا آمدی […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – شد خزان گلشن یاسَمَن تسلیت حجت بن
شد خزان گلشن یاسَمَن تسلیت حجت بن الحسن واویلا واویلا واویلا بسوزی ای غریب صحرا ز داغ نور چشم زهرا(س) آن که قربانیِ جانان شد جانفدا با لبِ عطشان شد […] -
0
شعر نوحه وفات حضرت زینب (س) – فلک بر عمه سادات، جسارت کِی رَوا باشد
فلک بر عمه سادات، جسارت کِی رَوا باشدکه هِجده محرم زینب، به روی نیزه ها باشد آه و واویلا آه و واویلا آه واویلا آه و واویلا «تکرار»**** بگو آیینه […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – خورشید،گرمِ دلبری از روی نیزه ها
خورشید،گرمِ دلبری از روی نیزه هالبخند می زند سَری از روی نیزه ها دل برده است از تنِ بی جانِ خواهریصوت خوشِ برادری از روی نیزه ها آه ای برادرم […] -
0
اشعار کاروان اسرا – من ماندم و تمام خطرهای روبرو
من ماندم و تمام خطرهای روبروراهی که مانده است و سفر های روبرو در پای آفتاب بدن های پشت سردر دست باد شانه ی سرهای روبرو شاید هنوز بود پسرهای […] -
0
اشعار وفات حضرت زینب (س) – خوشا چو باغچه از بوی یاس سر رفتن
خوشا چو باغچه از بوی یاس سر رفتنخوشا ترانه شدن بی صدا سفر رفتن سری تکان بده بالی، دُمی، لبی، حرفیچرا که شرط ادب نیست بی خبر رفتن چقدر خاطره […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – مثل رنگین کمانی از پسِ ابر، روی دامان یاس افتادیمثل رنگین کمانی از پسِ ابر، روی دامان یاس افتادی
مثل رنگین کمانی از پسِ ابر، روی دامان یاس افتادیاشک شوق حسین را دیدی، باده ی ناب را نشان دادی زینت خانواده ی عصمت!…، دختر نور، دختر دریا!…با اصالت ترین […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – دستان باد موی تو را شانه کرده است
دستان باد موی تو را شانه کرده استخون بر دل پیاله و پیمانه کرده است بالای نیزه چشمه ی نوری دمیده اززخمی که بر جبین تو کاشانه کرده است رگهای […]