آرشیو دیدگاه شعرا
-
0
شعر کاروان اسیران – سر ارباب ما به شام آمد
اولین روز از مه صفر وسر ارباب ما به شام آمد عید دشمن، بنی امیه پستسر عباس هم، تمام آمد بی صفت مردم حرامی و پستکرده اند شهر را پر […] -
0
شعر کاروان اسیران – اینجا همون جاییه که – سر داداشمو بریدن
اینجا همون جاییه که – سر داداشمو بریدناینجا همون جاییه که – تن داداشمو دریدن (۲) اینجا همون جاییه که – پیرنشو غارت کردنبچه ها رو نامردما – تو بند […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – از وقتی که هستم آشنات زینباز وقتی که هستم آشنات زینب
از وقتی که هستم آشنات زینبشده دل من غبار رات زینب به عشق حسین و کربلاش زینبزندگیمو میریزم بپات زینب چند وقتـی می شه که دلم هوائـیه ، هوائی یه […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – نبستم چشمای خیسم رو من به روی تو ای برادر
نبستم چشمای خیسم رو من به روی تو ای برادرهلال من از روی نیزه شاهدی حالِ زارِ خواهرهمسفر شد قافله با سنان و حرمله کو علمدار رشیدموی تو رفته به […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – در ماتمی بی انتها با چند کودک…
در ماتمی بی انتها با چند کودک…تنها رها کردی مرا با چند کودک یک خیمه ماند و یک بغل دلواپسی ومن ماندم و این ماجرا با چند کودک هی چهره […] -
0
اشعار مصیبت حضرت زینب (س) – زینب که بود عالم غم را خدای صبر
زینب که بود عالم غم را خدای صبردر غربت دیار ستم آشنای صبر معنا گرفت ماتم عظمی چو جاگرفتبر شانههای زینب کبری همای صبر… زینب که بود عالم غم را […] -
0
اشعار شهادت طفلان حضرت زینب (س) – دوباره در دل من خیمه عزا نزنید
دوباره در دل من خیمه عزا نزنیدنمک به زخم من و زخم خیمه ها نزنید شکسته تر زمن پیر دیگر اینجا نیستمرا زمین زده است اکبرم شما نزنید برای آنکه […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – بس کن حسین سربه سر نیزه ها مکن
بس کن حسین سربه سر نیزه ها مکن بس کن حسین مادرمان را صدا مکن بس کن حسین هستی من سایه ی سرم بس کن حسین جان من و جان […] -
0
اشعار اسرای غریب کربلا – پر می کشد دلم به تمنای نیزه ات
پر می کشد دلم به تمنای نیزه اتدنیای دیگری شده دنیای نیزه ات جانی بده دوباره… به من نه به دخترتتا جان نیامده به لبش پای نیزه ات ترسانده است […] -
0
اشعار کاروان اسرا – من ماندم و تمام خطرهای روبرو
من ماندم و تمام خطرهای روبروراهی که مانده است و سفر های روبرو در پای آفتاب بدن های پشت سردر دست باد شانه ی سرهای روبرو شاید هنوز بود پسرهای […]