آرشیو دیدگاه شعرا
-
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – آسمان را ستاره باران کنآسمان را ستاره باران کن
آسمان را ستاره باران کنآمده آسمانی از خورشید باز هم لطف حق تجلی یافتآمده آیه هایی از توحید می توان نذز این قدم هایشدسته گل های یاس را پاشید می […] -
0
یا عقیله العرب – مدح حضرت زینب سلام الله علیها
یا عقیله العرب – مدح حضرت زینب سلام الله علیها با دستِ بسته هست ولی دستْ بسته نیست زینب سرش شکسته ولی سرشکسته نیست هرچند سربه زیر… ولی سرفراز بود […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – پیچیده بوی گل به صحرا بیت الولا دارد تماشاپیچیده بوی گل به صحرا بیت الولا دارد تماشا
پیچیده بوی گل به صحرا بیت الولا دارد تماشاآئینه ها محو جمالش آمده آئینه ی زهرا خوش آمدی زینب کبری****** بشنو تو آوای جلی را بخوان خدای ازلی رابه دامن […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – بر حنجرت سرنیزه تا بالاوپایین می رود
بر حنجرت سرنیزه تا بالاوپایین می رودانگارامواج صدا بالا و پایین می رود ماهی سرخ کوچکی با رقص تیر حرملهدر تُنگ دست ربنا بالاو پایین می رود می بینمش بی […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – آه و واویلا صد آه و واویلا
آه و واویلا صد آه و واویلاخونجگر زینب بی پسر لیلا در دل عالم اندوه و سوز و آه چون اسارت شد رزق آلُ الله عترت طاها نوحه گر و […] -
0
شعر کاروان اسیران – تن مجروح تو را دیدم و لاغر کردم
تن مجروح تو را دیدم و لاغر کردمدیده را در طلب دیدن تو تر کردم در همین کرب و بلا از سر شوق ای جانممرغ دل تا سر بام نگهت […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – وایِ من خیمه ها به غارت رفت
وایِ من خیمه ها به غارت رفتگیسویی رویِ نی پریشان ماند وسط چند خیمه سوزانخواهری دل شکسته حیران ماند وایِ من چادری به یغما رفتبانویی معجرش در آتش سوخت مَردِ […] -
0
اشعار کاروان اسرا – خورشید،گرمِ دلبری از روی نیزه ها
خورشید،گرمِ دلبری از روی نیزه هالبخند می زند سَری از روی نیزه ها دل برده است از تنِ بی جانِ خواهریصوت خوشِ برادری از روی نیزه ها آه ای برادرم […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – ای که گرفته صبر من این نام و اسمت
ای که گرفته صبر من این نام و اسمتبرده تمام هوش من کرب و بلایت افتاده ای در کربلا ای جان زینبباشد فدای راه تو این جان زینب از ظلم […] -
0
اشعار کاروان اسرا – من ماندم و تمام خطرهای روبرو
من ماندم و تمام خطرهای روبروراهی که مانده است و سفر های روبرو در پای آفتاب بدن های پشت سردر دست باد شانه ی سرهای روبرو شاید هنوز بود پسرهای […]