آرشیو دیدگاه شعرا
-
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – ای به محمد بهشت ، یاسمن آورده ایای به محمد بهشت ، یاسمن آورده ای
ای به محمد بهشت ، یاسمن آورده ایهمسر شیر خدا شیر زن آورده ای محور هر پنج تن پنج تن آورده ایهم سخن مرتضی همسخن آورده ای هاجر و سارا […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – آن شب که گل از دامن مهتاب مى ریختآن شب که گل از دامن مهتاب مى ریخت
آن شب که گل از دامن مهتاب مى ریختشبنم به پاى نخل باور آب مى ریخت آن شب که غم آهنگ شادى ساز مى کردقفل اسارت را به گرمى باز […] -
0
اشعار وفات حضرت زینب (س) – پرورش یافته ی دامن زهرا هستی
پرورش یافته ی دامن زهرا هستیدانش آموخته ی مکتب مولا هستی مریم از محضرتان درس حیا آموزدچون که محجوب ترین دختر حوا هستی جان گرفته شجر طیبه از آمدنتفصل سرسبز […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – هرشب دل من درتب و تاب و شور و شینههرشب دل من درتب و تاب و شور و شینه
هرشب دل من درتب و تاب و شور و شینهدر آرزوی زیـارت دو نـور عیـنه یا دلم می شـه کبوتر حریـم زینبیا که زائر شش گوشهی آقام حسینه هم شور […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – زن بود مثل مرد اما حرف می زدزن بود مثل مرد اما حرف می زد
زن بود مثل مرد اما حرف می زدپر جوش و غوغا مثل دریا حرف می زد بر مردی خود کوفیان شک کرده بودندمثل تمام مردها تا حرف می زد از […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – مثل رنگین کمانی از پسِ ابر، روی دامان یاس افتادیمثل رنگین کمانی از پسِ ابر، روی دامان یاس افتادی
مثل رنگین کمانی از پسِ ابر، روی دامان یاس افتادیاشک شوق حسین را دیدی، باده ی ناب را نشان دادی زینت خانواده ی عصمت!…، دختر نور، دختر دریا!…با اصالت ترین […] -
0
اشعار اسرای واقعه کربلا – وای از نگاه بی خرد بی مرام ها
وای از نگاه بی خرد بی مرام هابر نیزه بود جاذبه انتقام ها بازی کودکانه اطفال گشته بودپرتاب سنگ از وسط پشت بام ها آن روز از تمامی دیوار های […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – سلام بر من و اُمّ و اَب و برادر منسلام بر من و اُمّ و اَب و برادر من
سلام بر من و اُمّ و اَب و برادر مندرود باد به ابنا و جدّ اطهر من منم پیمبر خون خدای عزوجلّکه وحی می دمد از نطق روح پرور من […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – بوی بارون یاس گلدون،مژده می ده صبح عیده بوی بارون یاس گلدون،مژده می ده صبح عیده
بوی بارون یاس گلدون،مژده می ده صبح عیدهروی بال صد فرشته،می رسه از راه سپیده کیه خورشید قبیله،کیه بانوی جلیلهآیینه دار علیه،زینبه تنها عقیله تو شب غربت و غمها،واسه دلها […] -
0
اشعار اسرا – می روم با کاروان اما سرِ تو ساربانم
می روم با کاروان اما سرِ تو ساربانممی کِشَم خود را به دنبالِ تو گرچه خسته جانم هیچکس قادر نبود از پیکرت دورم نمایدگر سرِ بر نیزه ات با من […]