آرشیو دیدگاه شعرا
-
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – دخت شیر حق ولی اللّهِ داور زینب استدخت شیر حق ولی اللّهِ داور زینب است
دخت شیر حق ولی اللّهِ داور زینب استنور چشم حضرت زهرای اطهر زینب است دین احمد در جهان از صبر او شد استواردر حریم قرب حق با شوکت و فر […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – بی بی زینب مدد حضرت زینب مددبی بی زینب مدد حضرت زینب مدد
بی بی زینب مدد حضرت زینب مددبانوی کربلا ،بانوی کربلا تو شریکت الحسینه شده بیت علی مرکز شور شعفزینب از ره رسید،دختر شاه نجف بانوی عشق و وفا بانوی عشق […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – از وقتی که هستم آشنات زینباز وقتی که هستم آشنات زینب
از وقتی که هستم آشنات زینبشده دل من غبار رات زینب به عشق حسین و کربلاش زینبزندگیمو میریزم بپات زینب چند وقتـی می شه که دلم هوائـیه ، هوائی یه […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – طوفان وزید و قافیه ها بوی خون گرفت
تا گفتم السلام علیکم شروع شدقلب قلم تپید و تلاطم شروع شد آغاز روضه بود به نام خدا؛ حسینشاعر نوشت اول این روضه؛ یا حسین خون جای اشک بر ترک […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – خورشید،گرمِ دلبری از روی نیزه ها
خورشید،گرمِ دلبری از روی نیزه هالبخند می زند سَری از روی نیزه ها دل برده است از تنِ بی جانِ خواهریصوت خوشِ برادری از روی نیزه ها آه ای برادرم […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – دلم یک باره از غصه رها شددلم یک باره از غصه رها شد
دلم یک باره از غصه رها شدهوای خانۀ دل با صفا شد مرا بر سفرۀ زینب نشاندندکه جانم، مملوّ از نور خدا شد برای نوکری درگه توازل، ذکر لبم « […] -
0
شعر کاروان اسیران – ای برادر جان مرا هم می زدند
ای برادر جان مرا هم می زدندبعد هم از دین ما دم می زدند روی گلبرگ گل یاس شماطرحی از رخسار شبنم می زدند سیلی و زخم زبان در موقعریزش […] -
0
شعر کاروان اسیران – حرم را در به در کردی و رفتی (جعفر ابوالفتحی)
حرم را در به در کردی و رفتیمرا بی بال و پر کردی و رفتی خودت گفتی نکن گریه برادرچرا پس دیده تر کردی و رفتی حرم با داغ تو […] -
0
شعر وفات حضرت زینب (س) – غریبه گان مُرُوَت حیا نمی کردند (علی انسانی)
غریبه گان مُرُوَت حیا نمی کردندز هیچ گونه جنایت اِبا نمی کردند غبار و گرد و اسیری نشست رویِ سرمز تند باد حوادث شکست بال و پرم ستاره گان حرم […] -
0
شعر کاروان اسیران – ببین که عرصه برایم چه تنگ گردیده