آرشیو مقالات و داستانها
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – اسرا در کوفه- زبان حال زینب کبری(س)
دنیایی از بی حرمتی دور و برم ریختدر شهر کوفه عاقبت بال و پرم ریخت در کوچه های سنگی نامرد کوفهاز روی نیزه، جان من، خاکسترم ریخت از آن نگاه […] -
0
حضرت زینب از منظر امام سجاد علیه السلام
حضرت زینب از منظر امام سجاد علیه السلام «عمه ام زینب(س) در تمام طول سفر اسارت از کوفه تا شام، پیوسته نمازهای واجب و مستحب خود را انجام می داد […] -
0
بی تابی زینب سلام الله علیها کنار خیمه امام سجاد علیه السلام
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ یکی از سربازان دشمن می گوید : بانوی بلند قامتی را کنار خیمه ای دیدم ، در حالی که آتش اطراف آنخیمه شعله می کشید ، […] -
0
زینب سلام الله علیها بر سر پیکر علی اکبر
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ حمید بن مسلم می گوید : گویا من زنی که مانند خورشید طلوع کرده و آشکار شونده است را می بینم کهبرای کشته شدن علی اکبر […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – ای بحر کمال گوهر آوردیای بحر کمال گوهر آوردی
ای بحر کمال گوهر آوردیای کوثر وحی کوثر آوردی ای نخل امید نوبر آوردیای ماه خجسته اختر آوردی ای دخت رسول دختر آوردیزینب؟ نه، حسین دیگر آوردی بر نفس رسول […] -
0
اشعار کاروان اسرا – نمی گویم ز نوک نیزه با خواهر تکلم کن
نمی گویم ز نوک نیزه با خواهر تکلم کننگاهت پاسخ من داد، بر طفلت ترحم کن اگرچه غنچه ی بی آب، نشکفد امادرِ فردوس را بگشا، به روی من تبسم […] -
0
مقدمه ای درباره زندگی حضرت زینب سلام الله علیها
مردانی که در این جهان رتبت برتری و تقدم را حائز گشتهاند، بی شمارند، ولی زنانی که به این مقام و مرتبت نائل شدهاند معدویبیش نیستند. مادر بشر حضرت حوا […] -
0
اشعار کاروان اسرا – سر تو، بر سر نی، آفتاب داور من
سر تو، بر سر نی، آفتاب داور منبتاب و سایه کن ای آفتاب بر سر من تو آفتاب خدا و هلال فاطمهایبگو چه خوانمت، ای نازنین برادر من گلوی پارۀ […] -
0
ندای کودکان به عمه زینب
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ در میان ناله و اندوه بانوان رها شده از زنجیر ستم ، اطفالی بودند که همراه آنها در خرابه شام اسکان دادهشده بودند ، آنها شاهد […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – دلم یک باره از غصه رها شددلم یک باره از غصه رها شد
دلم یک باره از غصه رها شدهوای خانۀ دل با صفا شد مرا بر سفرۀ زینب نشاندندکه جانم، مملوّ از نور خدا شد برای نوکری درگه توازل، ذکر لبم « […]