آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار وفات حضرت زینب (س) – خوشا چو باغچه از بوی یاس سر رفتن
خوشا چو باغچه از بوی یاس سر رفتنخوشا ترانه شدن بی صدا سفر رفتن سری تکان بده بالی، دُمی، لبی، حرفیچرا که شرط ادب نیست بی خبر رفتن چقدر خاطره […] -
0
اشعار وفات حضرت زینب (س) – حُجب و حیایِ فاطمی این تبار را
حُجب و حیایِ فاطمی این تبار رابا تیغ خطبه فاتح صفین کوفه ای مولا سپرده دست شما ذوالفقار رادر اوج بیکران خودت مست می کِشی هفتاد و دو ستاره ی […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – شبی که مطلع مهر از، طلوع زینب بودشبی که مطلع مهر از، طلوع زینب بود
شبی که مطلع مهر از، طلوع زینب بودفروغ روز نشسته، به دامن شب بود هزار رود نواگر ز کوثر و تسنیمروان به خانه ی زهرا، به بوی زینب بود هزار […] -
0
گزیده اشعار در منقبت زینب سلام الله علیها – دختر دریای نجات
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ چاک شده سینه گل از غمت ای همه شب ناله گل همدمت سینه به سینه غم تو راز شد شاهد شب های پرآواز شد گوهر دریای […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – عیسی شدی که این همه بالا ببینمت
عیسی شدی که این همه بالا ببینمتبالای دست مردم دنیا ببینمت بعد از گذشت چند شب از روز رفتنتراضی نمیشود دلم الا ببینمت اما چه فایده؟ خودت اصلا بگو حسینوقتی […] -
0
شعر میلاد حضرت زینب سلام الله علیها
تو مهر روشن و اوج خصال آینه ای عیار پاکی و حسن کمال آینه ای تو صبح صادق فجری ، شکوه آینه ای تو حرف روشن و پاکزلال آینه ای […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – بهشت مادر آمد کوثر کوثر آمدبهشت مادر آمد کوثر کوثر آمد
بهشت مادر آمد کوثر کوثر آمدفاطمهالزهرا را یگانه دختر آمد این گل طاهاست زینت باباستتمام زهراست زینب کبراست حسین یا ثارالله چشم تو روشنحسین یا ثارالله چشم تو روشن سلام […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – به سوی شام و کوفه ام، چه دل شکسته می برند
به سوی شام و کوفه ام، چه دل شکسته می برندببین که زینب تو را، غریب و خسته می برند همان وجود نازنین، خدای صبر در زمینتمام رکن قامتش، ز […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – ای کوکب آسمان ایمانای کوکب آسمان ایمان
ای کوکب آسمان ایمانای شیرزن نبرد و میدان ای همچو پدر فصیح و گویارسواگر ظالمان دوران از آتش گرم خطبههایتکاخ ستم است کوخ و ویران تو راز و شکوه سوختن […] -
0
شعر کاروان اسیران – من نمی گویم چرا رگهای تو چین خورده است
من نمی گویم چرا رگهای تو چین خورده استلیک می سوزد سرم چون آتش کین خورده است من نمی گویم چرا لب های تو خونی شدهچون لبانت خیزران ای یاور […]