آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – کیستم من دختر شاه عربکیستم من دختر شاه عرب
کیستم من دختر شاه عربرازق بی منت نان و رطب کیستم من عشق را معنا منمدختر انسیه الحورا منم کیستم من عاشقی دلسوختهسرنوشتش را به دلبر دوخته کیستم من در […] -
0
اشعار اسرا – بر حنجرت سرنیزه تا بالا و پایین می رود
بر حنجرت سرنیزه تا بالاوپایین می رودانگارامواج صدا بالا و پایین می رود ماهی سرخ کوچکی با رقص تیر حرملهدر تُنگ دست ربنا بالاو پایین می رود می بینمش بی […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – نمی گویم ز نوک نیزه با خواهر تکلم کن
نمی گویم ز نوک نیزه با خواهر تکلم کننگاهت پاسخ من داد، بر طفلت ترحم کن اگرچه غنچه ی بی آب، نشکفد امادرِ فردوس را بگشا، به روی من تبسم […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – عیسی شدی که این همه بالا ببینمت
عیسی شدی که این همه بالا ببینمتبالای دست مردم دنیا ببینمت بعد از گذشت چند شب از روز رفتنتراضی نمیشود دلم الا ببینمت اما چه فایده؟ خودت اصلا بگو حسینوقتی […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – ای که نور حقّی و لاله ی باغ احمدیای که نور حقّی و لاله ی باغ احمدی
ای که نور حقّی و لاله ی باغ احمدیگل یاس فاطمه خوش آمدی خوش آمدی ای شرف دین و مذهب یا زینبجلوه ی زیبای مکتب یا زینب به آل طه […] -
0
شعر میلاد حضرت زینب در منقبت زینب
تو مهر روشنو اوج خصال آینه ای عیار پاکی و حسن کمال آینه ایتو صبح صادق فجری ، شکوه آینه ای تو حرف روشن و پاک زلال آینه ایدر آسمان […] -
0
شعر پیام خون حضرت زینب در منقبت زینب
وقتی به دل داغ برادر ماند و زینب یک کربلا غم در برابر ماند و زینبوقتی شهادت حرف آخر را رقم زد غمنامه تنهای بی سر ماند و زینبوقتی خزان […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – ماه، ماه جمادیالاولی استماه، ماه جمادیالاولی است
ماه، ماه جمادیالاولی استماه میلاد زینب کبراست اهلبیت نبی همه شادندشادتر قلب حیدر و زهراست دختری زاده حضرت زهراکه سراپای، سیدالشهداست صلوات خدا بر این دخترکه جمال خدا در او […] -
0
اشعار وفات حضرت زینب (س) – پرورش یافته ی دامن زهرا هستی
پرورش یافته ی دامن زهرا هستیدانش آموخته ی مکتب مولا هستی مریم از محضرتان درس حیا آموزدچون که محجوب ترین دختر حوا هستی جان گرفته شجر طیبه از آمدنتفصل سرسبز […] -
0
گزیده اشعار در منقبت زینب سلام الله علیها – با یادش ؛ ظهر عاشورا
زینب ! بیار آب گلوی حسین را پر کن تو شور اشک سبوی حسین را ظهر است و یک نسیم که آشفته می کند با دست هاشمشرق موی حسین را […]