آرشیو دیدگاه شعرا
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – من ماندم و تمام خطرهای روبرو
من ماندم و تمام خطرهای روبروراهی که مانده است و سفر های روبرو در پای آفتاب بدن های پشت سردر دست باد شانه ی سرهای روبرو شاید هنوز بود پسرهای […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – ای بحر کمال گوهر آوردیای بحر کمال گوهر آوردی
ای بحر کمال گوهر آوردیای کوثر وحی کوثر آوردی ای نخل امید نوبر آوردیای ماه خجسته اختر آوردی ای دخت رسول دختر آوردیزینب؟ نه، حسین دیگر آوردی بر نفس رسول […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – باز آسمـونا چشـای پر ستاره دارنباز آسمـونا چشـای پر ستاره دارن
باز آسمـونا چشـای پر ستاره دارناز عرش خدا فرشته ها خبر میارن پرواز می کنن میان همه سمت مدینهتا سر رو پای خورشید کربلا بذارن از تو می گیریم ، […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – زن بود مثل مرد اما حرف می زدزن بود مثل مرد اما حرف می زد
زن بود مثل مرد اما حرف می زدپر جوش و غوغا مثل دریا حرف می زد بر مردی خود کوفیان شک کرده بودندمثل تمام مردها تا حرف می زد از […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – ثمـر نخـل ولایـت همـه عالم بـه فدایتثمـر نخـل ولایـت همـه عالم بـه فدایت
ثمـر نخـل ولایـت همـه عالم بـه فدایتشب میلاد تو زیبد کـه کنم مـدح و ثنـایت به تو نازد حضرت زهرا که تو هستی زینبکبریسیدتی یا زینب میلادت مبارک سیدتی یا […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – چون دگر فریاد طفلان را شنید
چون دگر فریاد طفلان را شنیداز حرم تا قتلِگه فریاد دید ای خدا زینب از این غم پیر شد مو سپید از ماتم آن شیر شد چون که از گودال […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – حسین بود و تو بودی، تو خواهری کردیحسین بود و تو بودی، تو خواهری کردی
حسین بود و تو بودی، تو خواهری کردیحسین فاطمه را گرم، یاوری کردی غریب تا که نمانَد حسین بی عباسبه جای خواهری آن جا، برادری کردی گذشتی از همه چیزت […] -
0
شعر کاروان اسیران – ببین که حق روضه ات دگر شده ادا حسین
دلم نمی دهد رضا تو را کنم رها حسینبرای دین مصطفی تو هم شدی فدا حسین به روی نیلی من و به پای زخمی ام نگردمی نظر نما به من […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – خداحافظ ای برادر زینب
خداحافظ ای برادر زینببه خون غلطان در برابر زینب خداحافظ ای جوانی زینبسلام ای قد کمانی زینب بیاد لبت دیگر آب و ننوشمبرادر جان بی تو خانه به دوشم سرت […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – سوزم از سوز و ملال مصطفی