آرشیو دیدگاه شعرا
-
0
شعر زبانحال حضرت زینب با برادر جانش حسین (ع) – سر به دیوار غمت بگذارم
سر به دیوار غمت بگذارمبوسه از کنج رگت بردارم آرزوم است که بوسم رویتای سبکبار منم دل دارم غیر حب تو بند آیینمغیر عشق تو نشد پندارم روز و شب […] -
0
شعر – ولادت حضرت زینب سلام الله علیها
شعر – ولادت حضرت زینب سلام الله علیها زینب همان کسی است که وقت رسیدنش از عرش جبرئیل هم آمد به دیدنش با خلقتش خدا به تمام فرشتگان همواره فخر […] -
0
شعر کاروان اسیران – چه بر روز تو آوردند داداش
چه بر روز تو آوردند داداشتو را از پیش من بردند داداش پس از اینکه تو را کشتند داداشسرت بر نیزه بسپردند داداش به هم در مجلس عیش و خماریسرت […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – الا ای ماه تابانم ، به نِی قاریِ قرآنم
الا ای ماه تابانم ، به نِی قاریِ قرآنمبه لب شد از غمت جانم ، ببین حال پریشانم حسین جانم حسین جانم*** الا ای مهجبین من ، نگار نازنین مننظر […] -
0
اشعار کاروان اسرا – سر تو، بر سر نی، آفتاب داور من
سر تو، بر سر نی، آفتاب داور منبتاب و سایه کن ای آفتاب بر سر من تو آفتاب خدا و هلال فاطمهایبگو چه خوانمت، ای نازنین برادر من گلوی پارۀ […] -
0
اشعار کاروان اسرا – ای پسر فاطمه! قرآن بخوان
ای به سر نی، گهرافشانیَتقاری قرآن، سر نورانیت بشکند آن دست که از سنگ کینآیه نوشته است به پیشانیت همسفر و همدم و همراه منکشت غروب تو مرا، ماه من […] -
0
کاروان اسرا – نیزه را در بدنت می زد و هی می چرخاند (جعفر ابوالفتحی)
نیزه را در بدنت می زد و هی می چرخاندروی گلبرگ دلت تیزی نی می خواباند نعل اسب آمد و با سینه ی تو راز بگفتروضه ی سینه و پهلوی […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – طوفان وزید و قافیه ها بوی خون گرفت
تا گفتم السلام علیکم شروع شدقلب قلم تپید و تلاطم شروع شد آغاز روضه بود به نام خدا؛ حسینشاعر نوشت اول این روضه؛ یا حسین خون جای اشک بر ترک […] -
0
اشعار ولادت حضرت زینب (س) – در تاب و تبـه بی قراره دل پـرندهدر تاب و تبـه بی قراره دل پـرنده
در تاب و تبـه بی قراره دل پـرندهآروم نـداره صدای گریـه هاش بلـنده چشماش بارونی میشه هر کی میاد کنارشاما برای داداش حسین داره می خنده عشقت به حسین ، […] -
0
اشعار وفات حضرت زینب (س) – حُجب و حیایِ فاطمی این تبار را
حُجب و حیایِ فاطمی این تبار رابا تیغ خطبه فاتح صفین کوفه ای مولا سپرده دست شما ذوالفقار رادر اوج بیکران خودت مست می کِشی هفتاد و دو ستاره ی […]